هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او از زلف خمیده معشوق، زیبایی چهرهاش و تأثیر آن بر جهان و عاشقان میسراید. شاعر همچنین از راه دشوار عشق و تأثیرات روحانی و عرفانی آن سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۵۳ - بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
بیچاره دلم در سر آن زلف به خم شد
دل کیست که جان نیز درین واقعه هم شد ۱
انگشت نمای دو جهان گشت به عزت
هر دل که سراسیمهٔ آن زلف به خم شد ۲
چون پرده برانداختی از روی چو خورشید
هر جا که وجودی است از آن روی عدم شد ۳
راه تو شگرف است به سر میروم آن ره
زآنروی که کفر است در آن ره به قدم شد ۴
عشاق جهان جمله تماشای تو دارند
عالم ز تماشای تو چون خلد ارم شد ۵
تا مشعلهٔ روی تو در حسن بیفزود
خوبان جهان را ز خجل مشعله کم شد ۶
تا روی چو خورشید تو از پرده علم زد
خورشید ز پرده بهدر افتاد و علم شد ۷
تا لوح چو سیم تو خطی سبز برآورد
جان پیش خط سبز تو بر سر چو قلم شد ۸
چون آه جگرسوز ز عطار برآمد
با مشک خط تو جگر سوخته ضم شد ۹
دل کیست که جان نیز درین واقعه هم شد ۱
انگشت نمای دو جهان گشت به عزت
هر دل که سراسیمهٔ آن زلف به خم شد ۲
چون پرده برانداختی از روی چو خورشید
هر جا که وجودی است از آن روی عدم شد ۳
راه تو شگرف است به سر میروم آن ره
زآنروی که کفر است در آن ره به قدم شد ۴
عشاق جهان جمله تماشای تو دارند
عالم ز تماشای تو چون خلد ارم شد ۵
تا مشعلهٔ روی تو در حسن بیفزود
خوبان جهان را ز خجل مشعله کم شد ۶
تا روی چو خورشید تو از پرده علم زد
خورشید ز پرده بهدر افتاد و علم شد ۷
تا لوح چو سیم تو خطی سبز برآورد
جان پیش خط سبز تو بر سر چو قلم شد ۸
چون آه جگرسوز ز عطار برآمد
با مشک خط تو جگر سوخته ضم شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۲ - بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۴ - چون عشق تو داعی عدم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.