هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق میتواند فرد را از هر گزندی در امان نگه دارد. همچنین، شاعر از تأثیر آتش عشق و ناتوانی نصیحتگران در تغییر حال او میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند آتش عشق و هلاکت ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.
شماره ۱۵۸ - اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود
اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود
خوشا دلی که گرفتار آن کمند شود ۱
سراغ تربتم از کس پس از هلاک مکن
ببین که شعله ی آه از کجا بلند شود ۲
در آن دیار که دلبستگی به زلفی نیست
کسی چگونه در آن قید پای بند شود ۳
کند نصیحت ناصح به حال من چه اثر
جز اینکه آتش من تیز تر ز پند شود ۴
سکون در آتش عشق بتان مخواه از دل
مقیم آتش سوزنده چون سپند شود ۵
خوشا دلی که گرفتار آن کمند شود ۱
سراغ تربتم از کس پس از هلاک مکن
ببین که شعله ی آه از کجا بلند شود ۲
در آن دیار که دلبستگی به زلفی نیست
کسی چگونه در آن قید پای بند شود ۳
کند نصیحت ناصح به حال من چه اثر
جز اینکه آتش من تیز تر ز پند شود ۴
سکون در آتش عشق بتان مخواه از دل
مقیم آتش سوزنده چون سپند شود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - دانی چه بود عمر گران مایه دمی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - عنان او چو گرفتم دل از فغان افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.