هوش مصنوعی: این متن عرفانی از عطار نیشابوری، به موضوعاتی مانند عشق الهی، تسلیم در برابر غم و شادی، و رسیدن به کمال روحی از طریق عشق و فنا در ذات الهی می‌پردازد. در این شعر، شاعر بیان می‌کند که تنها با فنا شدن در عشق الهی و رهایی از خودخواهی‌ها می‌توان به کمال روحی دست یافت.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده و ناملموس باشد.

غزل ۲۹۷ - آن را که غمت به خویش خواند

آن را که غمت به خویش خواند
شادی جهان غم تو داند ۱

چون سلطنتت به دل درآید
از خویشتنش فراستاند ۲

ور هیچ نقاب برگشایی
یک ذره وجود کس نماند ۳

چون نیست شوند در ره هست
جان را به کمال دل رساند ۴

زان پس نظرت به دست گیری
عشق تو قیامتی براند ۵

جان را دو جهان تمام باید
تا بر سگ کوی تو فشاند ۶

چون بگشایی ز پای دل بند
جان بند نهاد بگسلاند ۷

هر پرده که پیش او درآید
از قوت عشق بردراند ۸

ساقی محبتش به هر گام
ذوق می عشق می‌چشاند ۹

وقت است که جان مست عطار
ابلق ز جهان برون جهاند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۶ - گرد ره تو کعبه و خمار نماند
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸ - چون تتق از روی آن شمع جهان برداشتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.