هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی را بیان میکند. شاعر در این شعر به موضوعاتی مانند فقر، تواضع، عشق، و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره میکند. او تأکید میکند که تا زمانی که فرد از خود و تعلقاتش رها نشود، به حقیقت و معنویت دست نخواهد یافت. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند عرش، آفتاب، و ماه به عنوان نمادهایی برای بیان مفاهیم عرفانی استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد حاصل میشود.
غزل ۴۲۶ - آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
وانکه پر آب است جاهت نرسدش ۱
هر که پست بارگاه فقر نیست
در بلندی دستگاهت نرسدش ۲
هر که در خود ماند چون گردون بسی
گر نگردد گرد راهت نرسدش ۳
تا نباشد همچو یوسف خواجهای
بندگی در قعر چاهت نرسدش ۴
تا کسی دارد به یک ذره پناه
عرش اگر باشد پناهت نرسدش ۵
عرش اگر کرسی نهد در زیر پای
دست بر زلف سیاهت نرسدش ۶
گرچه سر در عرش ساید آفتاب
پرتو روی چو ماهت نرسدش ۷
نیم ترک چرخ در سر گشت از آنک
بو که بر ترک کلاهت نرسدش ۸
تا کسی نشکست کلی قلب نفس
لاف از خیل و سپاهت نرسدش ۹
تا نسوزد جملهٔ شب شمع زار
یک نسیم صبحگاهت نرسدش ۱۰
تا کسی بر سر نگردد چون فلک
طوف گرد بارگاهت نرسدش ۱۱
تا کسی جان ندهد از درد خمار
می ز لعل عذر خواهت نرسدش ۱۲
گر نشد عطار یکتا همچو موی
مشک از زلف دو تاهت نرسدش ۱۳
وانکه پر آب است جاهت نرسدش ۱
هر که پست بارگاه فقر نیست
در بلندی دستگاهت نرسدش ۲
هر که در خود ماند چون گردون بسی
گر نگردد گرد راهت نرسدش ۳
تا نباشد همچو یوسف خواجهای
بندگی در قعر چاهت نرسدش ۴
تا کسی دارد به یک ذره پناه
عرش اگر باشد پناهت نرسدش ۵
عرش اگر کرسی نهد در زیر پای
دست بر زلف سیاهت نرسدش ۶
گرچه سر در عرش ساید آفتاب
پرتو روی چو ماهت نرسدش ۷
نیم ترک چرخ در سر گشت از آنک
بو که بر ترک کلاهت نرسدش ۸
تا کسی نشکست کلی قلب نفس
لاف از خیل و سپاهت نرسدش ۹
تا نسوزد جملهٔ شب شمع زار
یک نسیم صبحگاهت نرسدش ۱۰
تا کسی بر سر نگردد چون فلک
طوف گرد بارگاهت نرسدش ۱۱
تا کسی جان ندهد از درد خمار
می ز لعل عذر خواهت نرسدش ۱۲
گر نشد عطار یکتا همچو موی
مشک از زلف دو تاهت نرسدش ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۵ - اگر دلم ببرد یار دلبری رسدش
گوهر بعدی:غزل ۴۲۷ - عشق آن باشد که غایت نبودش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.