هوش مصنوعی:
این شعر از ملت ایران میخواهد که از غفلت بیرون آیند و با آگاهی از حقوق خود، سرنوشت خویش را به دست گیرند. شاعر از گذشتهی پرافتخار ایران یاد میکند و از مردم میخواهد که مانند فریدون و کاوهی آهنگر، برای رهایی از ظلم بکوشند. همچنین، از شاهی به نام ناصرالدین یاد میکند که طرفدار قانون بود اما بییاور ماند. شاعر تأکید میکند که اگر مردم آگاه و همراه بودند، میتوانستند از اسکندر نیز پیشی گیرند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم انتقادی اجتماعی و تاریخی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی اشارات به مبارزه و انقلاب ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
بخش ۹۸ - خطاب به ابنای وطن گرامی
کنون ای مرا ملت هوشمند
چرایید در چاه غفلت نژند؟ ۱
برآیید و بینید کار شگفت
به آسان توانید گیتی گرفت ۲
ولی تا شناسید از خیر و شر
ببایست خواندن حقوق بشر ۳
که تا خود بدانید زآئین و راه
بد و نیک گیتی نباشد زشاه ۴
اگر آگهیتان رسد کم و بیش
ببینید هر چیز در دست خویش ۵
همه نیک بختی و بیچارگی
به دست شما هست یک بارگی ۶
چرایید در چاه غفلت اسیر؟
کجایید ای مردم شیرگیر؟ ۷
چرا چنبری گشت پشت یلی؟
چرا کند شد خنجر زابلی ۸
کجایند آن نامداران راد؟
همان ملت آسمانی نژاد ۹
کجا شد فریدون با داد و دین؟
که پرداخت از ماردوشان زمین ۱۰
کجا رفت آن کاوه ی نیک نام؟
که در کشور انداخت بلوای عام ۱۱
برانداخت آین ضحاک را
چنان اژدها دوش ناپاک را ۱۲
کجایند آن پهلوانان نیو؟
چو شیدوس و گستهم و گودرزوگیو ۱۳
بزرگی ایران چرا شد به سر؟
چرائید نومید از دادگر؟ ۱۴
«فریدون فرخ فرشته نبود
زمشک و زعنبر سرشته نبود» ۱۵
ز اژدر کشی یافت او فرهی
تو اژدر کشی کن فریدون توئی ۱۶
منالید چندان زشاه و وزیر
جوانست دستور و شاه است پیر ۱۷
به ویژه که چونین شه باهنر
نبسته است بر تخت ایران کمر ۱۸
همش رای فرخ همش زور هنگ
به خشکی پلنگ و به دریا نهنگ ۱۹
فراوان هنرها و رایش نکو
سزد گر نگیری به بد یاد او ۲۰
شهنشاه ما ناصرالدین بود
طرفدار قانون و آیین بود ۲۱
دو صد حیف کاین پادشه بی کس است
فرید است و بی یار و بی مونس است ۲۲
دریغا اگر مردم نیک رای
ببودند بر پای تختش بپای ۲۳
اگر بود او را چه بوذرجمهر
ز نوشیروان بر گذشتی به مهر ۲۴
و گر ملتی داشتی با خبر
گذشتی زاسکندر نامور ۲۵
چرایید در چاه غفلت نژند؟ ۱
برآیید و بینید کار شگفت
به آسان توانید گیتی گرفت ۲
ولی تا شناسید از خیر و شر
ببایست خواندن حقوق بشر ۳
که تا خود بدانید زآئین و راه
بد و نیک گیتی نباشد زشاه ۴
اگر آگهیتان رسد کم و بیش
ببینید هر چیز در دست خویش ۵
همه نیک بختی و بیچارگی
به دست شما هست یک بارگی ۶
چرایید در چاه غفلت اسیر؟
کجایید ای مردم شیرگیر؟ ۷
چرا چنبری گشت پشت یلی؟
چرا کند شد خنجر زابلی ۸
کجایند آن نامداران راد؟
همان ملت آسمانی نژاد ۹
کجا شد فریدون با داد و دین؟
که پرداخت از ماردوشان زمین ۱۰
کجا رفت آن کاوه ی نیک نام؟
که در کشور انداخت بلوای عام ۱۱
برانداخت آین ضحاک را
چنان اژدها دوش ناپاک را ۱۲
کجایند آن پهلوانان نیو؟
چو شیدوس و گستهم و گودرزوگیو ۱۳
بزرگی ایران چرا شد به سر؟
چرائید نومید از دادگر؟ ۱۴
«فریدون فرخ فرشته نبود
زمشک و زعنبر سرشته نبود» ۱۵
ز اژدر کشی یافت او فرهی
تو اژدر کشی کن فریدون توئی ۱۶
منالید چندان زشاه و وزیر
جوانست دستور و شاه است پیر ۱۷
به ویژه که چونین شه باهنر
نبسته است بر تخت ایران کمر ۱۸
همش رای فرخ همش زور هنگ
به خشکی پلنگ و به دریا نهنگ ۱۹
فراوان هنرها و رایش نکو
سزد گر نگیری به بد یاد او ۲۰
شهنشاه ما ناصرالدین بود
طرفدار قانون و آیین بود ۲۱
دو صد حیف کاین پادشه بی کس است
فرید است و بی یار و بی مونس است ۲۲
دریغا اگر مردم نیک رای
ببودند بر پای تختش بپای ۲۳
اگر بود او را چه بوذرجمهر
ز نوشیروان بر گذشتی به مهر ۲۴
و گر ملتی داشتی با خبر
گذشتی زاسکندر نامور ۲۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۵
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۹۷ - خطاب به اورنگ کیان
گوهر بعدی:بخش ۹۹ - خطاب به شاهنشاه ایران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.