هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی زیبا و پررمز و راز از معشوق و ویژگیهای او ارائه میدهد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای فراوان، مانند لب یاقوتفام، لاله رعنا، و روحالقدس، به توصیف معشوق میپردازد و عشق خود را به نمایش میگذارد. همچنین، شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اشاراتی به شخصیتهای مقدس مانند پیامبران و ائمه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات به شخصیتهای مذهبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۵۶ - دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
دهان تنگ آن دلبر نشان طبع من دارد
که در یک نقطه و همی جهانی در وطن دارد
گهرها در شکم دارد لب یاقوت فام او
وزاو سربسته هر نکته شکرها در شکن دارد
چنان خندد که پنداری صبا بر لؤلؤ شبنم
دهان لاله رعنا فرا روی چمن دارد
نهان چون چشمه خضر است هر کزوی کنف جوید
سر حسرت گرفته چون سکندر در کفن دارد
چون روح القدس معصوم است و زماروی می پوشد
چو حور العین هم جانست و یاقوتی بتن دارد
دمی کزوی صفت گوید چو احمد مهرلاجوید
لبی کزوی عصا جوید چو موسی داغ لن دارد
سخن های فراخ او که در عالم نمی گنجد
شگفت آید بدان تنگی که او جای سخن دارد
به مهمان خانه عصمت نمکدان ملائک را
کسی داند که گوش جان بدان شیرین دهن دارد
کجا رمزی در اندازد قتیلی چون حسین آرد
کجا زهری برافشاند شهیدی چون حسن دارد
خرد شارب همی خواند نشانی را که پنداری
سواد لاله بر عنوان درج یاسمن دارد
نشاط آهوان غمزه ی او خود عجب نبود
که گرد سبزه جان سبز از مشک ختن دارد
جهان را مژده میآرد بشعر آبدار من
بدین شادی دهانش چرخ پر در عدن دارد
همی گوید بحمدالله اثیر امروز در کیهان
طراوت نظم او دارد که بوی عشق من دارد
که در یک نقطه و همی جهانی در وطن دارد
گهرها در شکم دارد لب یاقوت فام او
وزاو سربسته هر نکته شکرها در شکن دارد
چنان خندد که پنداری صبا بر لؤلؤ شبنم
دهان لاله رعنا فرا روی چمن دارد
نهان چون چشمه خضر است هر کزوی کنف جوید
سر حسرت گرفته چون سکندر در کفن دارد
چون روح القدس معصوم است و زماروی می پوشد
چو حور العین هم جانست و یاقوتی بتن دارد
دمی کزوی صفت گوید چو احمد مهرلاجوید
لبی کزوی عصا جوید چو موسی داغ لن دارد
سخن های فراخ او که در عالم نمی گنجد
شگفت آید بدان تنگی که او جای سخن دارد
به مهمان خانه عصمت نمکدان ملائک را
کسی داند که گوش جان بدان شیرین دهن دارد
کجا رمزی در اندازد قتیلی چون حسین آرد
کجا زهری برافشاند شهیدی چون حسن دارد
خرد شارب همی خواند نشانی را که پنداری
سواد لاله بر عنوان درج یاسمن دارد
نشاط آهوان غمزه ی او خود عجب نبود
که گرد سبزه جان سبز از مشک ختن دارد
جهان را مژده میآرد بشعر آبدار من
بدین شادی دهانش چرخ پر در عدن دارد
همی گوید بحمدالله اثیر امروز در کیهان
طراوت نظم او دارد که بوی عشق من دارد
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - با سرو قدت چمن بسوزد
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - شام از طرب رخت سحر گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.