هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و دردهای عشق شکایت دارد و گاهی با طعنه و گاهی با ناله، احساسات خود را بیان میکند. او معشوق را به سنگدلی متهم میکند و از این که عشقش نادیده گرفته شده، مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی پیچیده و لحنی گاه تلخ و انتقادی است که درک آن به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات و کنایههای موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۹۵ - بر آن کس که کمتر ز سگ باد پیشت
بر آن کس که کمتر ز سگ باد پیشت
چرا شیر طاقی کند چشم میشت
رخت، عهد دلها، از آن داد فتوی
بفرمان من غمزه جور کیشت
بصد ساله ره، خون عاشق بریزی
حقیقت تو ماهی و عشاق خیشت
امیر بتانی تو چون شحنه بد
چه بیگانه در جور کردن چه خویشت
بشکرانه جان، سازم آماج تیری
که بر نام من سر برآرد زکیشت
بر این خسته دل نوک مژگان همی زن
که شد نوش من بارد از نوک نیشت
بخوردن اگر رخصتی هست، دردت
ز مردن اگر چاره ئی نیست پیشت
تو خود در جهان من می نکنجی مرا بین
که بنشانده ام در دل تنک ریشت
به بیش و کم من کجا سر در آری
که چون من سر از پیش صد هست بیشت
اثیر از تو بیمار در پرده افتد
چو در چشم باشد بعشاق خویشت
چرا شیر طاقی کند چشم میشت
رخت، عهد دلها، از آن داد فتوی
بفرمان من غمزه جور کیشت
بصد ساله ره، خون عاشق بریزی
حقیقت تو ماهی و عشاق خیشت
امیر بتانی تو چون شحنه بد
چه بیگانه در جور کردن چه خویشت
بشکرانه جان، سازم آماج تیری
که بر نام من سر برآرد زکیشت
بر این خسته دل نوک مژگان همی زن
که شد نوش من بارد از نوک نیشت
بخوردن اگر رخصتی هست، دردت
ز مردن اگر چاره ئی نیست پیشت
تو خود در جهان من می نکنجی مرا بین
که بنشانده ام در دل تنک ریشت
به بیش و کم من کجا سر در آری
که چون من سر از پیش صد هست بیشت
اثیر از تو بیمار در پرده افتد
چو در چشم باشد بعشاق خویشت
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - نیم شبان دلبرک نیم مست
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - جشن فرخنده نوروز جهان افروز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.