هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که عشق باعث سوزش درونی، تنهایی و درد شده است. همچنین اشاره می‌کند که در زندگی جز عاشقی کاری نکرده و این حالت را بهترین انتخاب خود می‌داند. او از نبود همراهی و درک دیگران نیز گلایه دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و دردهای عاطفی است که درک آن‌ها برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تنهایی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۷۴ - تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود

تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود
سینه ام سوزان دلم صد پاره چشمم تر نبود ۱

در گریبان دلم روزی که عشقت دست زد
هستیم را جز لباس نیستی در بر نبود ۲

جان من روزی که شوق جوهر تیغ تو داشت
در جهان نام و نشان از جسم و از جوهر نبود ۳

از ازل تنها مرا شد درد تنهایی نصیب
غالبا این درد را قابل کسی دیگر نبود ۴

در جهان جز عاشقی کاری نکردم اختیار
چون کنم نسبت بمن کاری ازین بهتر نبود ۵

هیچگه غمخانه ام را سیل خون نگشاد در
کز بلا صد خیل بهر دیدنم بر در نبود ۶

پیش ازین حال فضولی را نمی دیدم خراب
در دل او غالبا درد و غم دلبر نبود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۳ - یار از عاشق نمی باید که پروا شود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵ - گاه لطفی می نماید گه جفایی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.