هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از نوسانات رفتار معشوق، درد عشق و بیوفایی او شکایت میکند. همچنین به تقدیر و حکمت الهی در زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۷۵ - گاه لطفی می نماید گه جفایی می کند
گاه لطفی می نماید گه جفایی می کند
شوخی آن طفل هر دم اقتضایی می کند ۱
آه ازان نورس که گه رخ می نماید گاه زلف
هر زمان ما را گرفتار بلایی می کند ۲
هر طرف صد مبتلا دارد ولی از سرکشی
او کجا پروای حال مبتلایی می کند ۳
کار من عشقست جز کویت ندارم هیچ جا
هر کسی تدبیر کار خود ز جایی می کند ۴
وعده مهر و وفا تا کی دهد آن تندخو
وقت شد گر وعده خود را وفایی می کند ۵
خون شود یارب که بربودست صبر و طاقتم
دل که هر دم آرزوی دلربایی می کند ۶
حاکم تقدیر در هر کار حکمی کرده است
هر که می گیرد خلاف او خطایی می کند ۷
بنده لعل لب یارم فضولی کان طبیب
درد دل در هر که می بیند دوایی می کند ۸
شوخی آن طفل هر دم اقتضایی می کند ۱
آه ازان نورس که گه رخ می نماید گاه زلف
هر زمان ما را گرفتار بلایی می کند ۲
هر طرف صد مبتلا دارد ولی از سرکشی
او کجا پروای حال مبتلایی می کند ۳
کار من عشقست جز کویت ندارم هیچ جا
هر کسی تدبیر کار خود ز جایی می کند ۴
وعده مهر و وفا تا کی دهد آن تندخو
وقت شد گر وعده خود را وفایی می کند ۵
خون شود یارب که بربودست صبر و طاقتم
دل که هر دم آرزوی دلربایی می کند ۶
حاکم تقدیر در هر کار حکمی کرده است
هر که می گیرد خلاف او خطایی می کند ۷
بنده لعل لب یارم فضولی کان طبیب
درد دل در هر که می بیند دوایی می کند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - آمد صبا وزان گل نورس خبر نداد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.