هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق معشوق بر جان و دل عاشقان و حیرت و شگفتیای که در جهان ایجاد میکند، صحبت میکند. شاعر همچنین به عظمت و رازآلودگی عشق اشاره میکند و از تفاخر عطار به جواهرهای معنوی که از دل به زبان میآورد، یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۵۵ - اگر از نسیم زلفت اثری به جان فرستی
اگر از نسیم زلفت اثری به جان فرستی
به امید وصل جان را، خط جاودان فرستی ۱
ز پی تو پاکبازان به جهان در اوفتادند
چه اگر ز زلف بویی به همه جهان فرستی ۲
ز تعجب و ز حیرت دل و جان به سر درآید
چو تو بوی زلف مشکین به میان جان فرستی ۳
همه خلق تا قیامت به تحیر اندر افتد
اگر از رخت فروغی به جهانیان فرستی ۴
عجب اینکه سر عشقت دو جهان چگونه پر شد
که تو سر عشق خود را به جهان نهان فرستی ۵
چه عجب بود ز عطار اگر آیدش تفاخر
به جواهری که از دل به سر زبان فرستی ۶
به امید وصل جان را، خط جاودان فرستی ۱
ز پی تو پاکبازان به جهان در اوفتادند
چه اگر ز زلف بویی به همه جهان فرستی ۲
ز تعجب و ز حیرت دل و جان به سر درآید
چو تو بوی زلف مشکین به میان جان فرستی ۳
همه خلق تا قیامت به تحیر اندر افتد
اگر از رخت فروغی به جهانیان فرستی ۴
عجب اینکه سر عشقت دو جهان چگونه پر شد
که تو سر عشق خود را به جهان نهان فرستی ۵
چه عجب بود ز عطار اگر آیدش تفاخر
به جواهری که از دل به سر زبان فرستی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۵۴ - عشق را گر سری پدیدستی
گوهر بعدی:غزل ۷۵۶ - جانا دلم ببردی در قعر جان نشستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.