هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از یار سرکش و عیار خود شکایت میکند و بیان میکند که اگر این یار نبود، زندگی او بسیار بهتر و شادتر میبود. شاعر همچنین به تأثیرات عشق بر جهان و مردم اشاره میکند و بیان میکند که اگر عشق نبود، جهان و مردم حال و هوای دیگری داشتند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و اندوه ناشی از عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۷۶۸ - گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
حال من بیچاره چنین زار نبودی ۱
گر عشق بتان خنجر هجران نکشیدی
در روی زمین خوشتر ازین کار نبودی ۲
از شادی من خلق جهان شاد شدندی
گر بر دل من بار غم یار نبودی ۳
از بادهٔ من خلق جهان مست بدندی
در روی زمین یک تن هشیار نبودی ۴
گر یار گذر بر سر بازار نکردی
هنگامهٔ ما بر سر بازار نبودی ۵
هر زاهد خشکی نفس از عشق زدندی
گر یار چنین سرکش و خونخوار نبودی ۶
زلف تو اگر دعوت کفار نکردی
امروز کس لایق زنار نبودی ۷
گر یار نمودی رخ خود را به همه خلق
اندر دو جهان همدم عطار نبودی ۸
حال من بیچاره چنین زار نبودی ۱
گر عشق بتان خنجر هجران نکشیدی
در روی زمین خوشتر ازین کار نبودی ۲
از شادی من خلق جهان شاد شدندی
گر بر دل من بار غم یار نبودی ۳
از بادهٔ من خلق جهان مست بدندی
در روی زمین یک تن هشیار نبودی ۴
گر یار گذر بر سر بازار نکردی
هنگامهٔ ما بر سر بازار نبودی ۵
هر زاهد خشکی نفس از عشق زدندی
گر یار چنین سرکش و خونخوار نبودی ۶
زلف تو اگر دعوت کفار نکردی
امروز کس لایق زنار نبودی ۷
گر یار نمودی رخ خود را به همه خلق
اندر دو جهان همدم عطار نبودی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۷ - ای کاش درد عشقت درمانپذیر بودی
گوهر بعدی:غزل ۷۶۹ - گر از همه عاشقان وفا دیدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.