هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، به زیباییهای معشوق و ارتباط آن با حقایق الهی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند «چشمه نوش»، «خط سبز»، و «آفتاب رخت»، به توصیف جمال معشوق و تأثیر آن در روشنگری روح میپردازد. همچنین، مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود، تجلی ذات حق، و رهایی از ظلمت با عشق الهی در این شعر نمود یافتهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۱ - اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
دلیل ما خط سبز تو است در ظلمات ۱
به چشم مست تو دیدم یقین و دانستم
که هست حسن تو را بر کمال جمله صفات ۲
اگر نه روی تو بودی بیان صورت حق
چگونه روی نمودی به ما تجلی ذات ۳
جهان حسن قدیم است و عشق لم یزلی
مدینه ای که مصون است و ایمن از نکبات ۴
به هر طرف که نظر می کنم نمی بینم
جز آفتاب رخت در جهات و غیر جهات ۵
رخش به دیده معنی ببینی ای صوفی
ز رنگ زرق و ریا پاک اگر کنی مرآت ۶
بیا بیا که به دیدارت آرزومندم
چنانکه تشنه به آب زلال در فلوات ۷
دلم نشد به سلامی اگرچه شاد از تو
علیک الف سلام و مثله برکات ۸
سجود روی تو کردم، به پیش حق این است
عبادتی که قبول است و باشد از حسنات ۹
بیا که تا شب قدر من است گیسویت
شبم گذشت به قدر از هزار قدر و برات ۱۰
دلی که عارف روی تو شد ز دوزخ رست
که عارفان جمال تواند اهل نجات ۱۱
مرا ز کعبه کویش مگو به مسجد رو
که حق پرست چو صوفی نمی پرستد لات ۱۲
مباش بسته تقلید و ظن که ممکن نیست
کز این طریق به منزل کسی رسد هیهات ۱۳
نسیمی آتش وحدت چنان تجلی کرد
که بانگ «انی اناالله » برآمد از ذرات ۱۴
دلیل ما خط سبز تو است در ظلمات ۱
به چشم مست تو دیدم یقین و دانستم
که هست حسن تو را بر کمال جمله صفات ۲
اگر نه روی تو بودی بیان صورت حق
چگونه روی نمودی به ما تجلی ذات ۳
جهان حسن قدیم است و عشق لم یزلی
مدینه ای که مصون است و ایمن از نکبات ۴
به هر طرف که نظر می کنم نمی بینم
جز آفتاب رخت در جهات و غیر جهات ۵
رخش به دیده معنی ببینی ای صوفی
ز رنگ زرق و ریا پاک اگر کنی مرآت ۶
بیا بیا که به دیدارت آرزومندم
چنانکه تشنه به آب زلال در فلوات ۷
دلم نشد به سلامی اگرچه شاد از تو
علیک الف سلام و مثله برکات ۸
سجود روی تو کردم، به پیش حق این است
عبادتی که قبول است و باشد از حسنات ۹
بیا که تا شب قدر من است گیسویت
شبم گذشت به قدر از هزار قدر و برات ۱۰
دلی که عارف روی تو شد ز دوزخ رست
که عارفان جمال تواند اهل نجات ۱۱
مرا ز کعبه کویش مگو به مسجد رو
که حق پرست چو صوفی نمی پرستد لات ۱۲
مباش بسته تقلید و ظن که ممکن نیست
کز این طریق به منزل کسی رسد هیهات ۱۳
نسیمی آتش وحدت چنان تجلی کرد
که بانگ «انی اناالله » برآمد از ذرات ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - ای کعبه جمال توام قبله صلوة
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.