هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند گذر زمان، بیهودگی حسرت خوردن برای گذشته، هشدار درباره تنبلی و بیتوجهی به فرصتهای زندگی، و تفاوت بین انسان و حیوان میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلهای مختلف مانند تیر و کمان، خر مرده، و ستور بارکش، به خواننده یادآوری میکند که زمان از دست رفته بازنمیگردد و باید از فرصتها استفاده کرد. همچنین، متن بر اهمیت انتخاب راه درست و دوری از همنشینی با افراد ناباب تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از تمثیلها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۰ - نه عمر رفته دگر باره آید اندر دست
نه عمر رفته دگر باره آید اندر دست
نه تیر چون ز کمان جست آید اندر شست ۱
چو عمر رفته نیاید بدست آن بهتر
که در حوادث آینده خفته باشی و مست ۲
ترا ز خواب چهل ساله ننگ و عار مباد
از آن که دامن خوابت بمرگ در پیوست ۳
بخسب تا ببینی ز انقلاب زمان
ستارها شده تاریک و آسمانها پست ۴
چو طشت عمر ز بام افتاد و کرد صدا
تفاوتی نکند گر شکست یا نشکست ۵
ستور لاشه چو پرداخت کالبد زروان
نه بار برد و نه خربنده اش بر آخور بست ۶
دوباره دوشش سنگین نشد ز بار گران
دوباره پشتش از آسیب خشگریش نخست ۷
چدار واخیه و داغ و لواشه و افسار
ز لوح حافظه فرموش کرد و از غم رست ۸
نه مرده ریگش در دست مفتیان افتاد
نه کس بحیله زنش گادو جای او بنشست ۹
خری بمرد و خری بسته شد بر آخور وی
قراقری به شکم اوفتاد و بادی جست ۱۰
تو نیز ای پسرار آدمی نه ای خرزی
اگر فرشته نه ای با ددان مشو همدست ۱۱
رهین آخور خود شو که مرغ و ماهی را
طمع بدام در افکند و آرزو در شست ۱۲
ز خیر اگر خبرت نیست سوی شرم گرای
که در میانه این هر دو نیز چیزی هست ۱۳
ستور بارکش از مرد آدمی کش به
شکم پرست نکوتر بود ز نفس پرست ۱۴
امیر یا سخن آهسته گو که باده کشان
شراب رز نشناسند از شراب الست ۱۵
نه تیر چون ز کمان جست آید اندر شست ۱
چو عمر رفته نیاید بدست آن بهتر
که در حوادث آینده خفته باشی و مست ۲
ترا ز خواب چهل ساله ننگ و عار مباد
از آن که دامن خوابت بمرگ در پیوست ۳
بخسب تا ببینی ز انقلاب زمان
ستارها شده تاریک و آسمانها پست ۴
چو طشت عمر ز بام افتاد و کرد صدا
تفاوتی نکند گر شکست یا نشکست ۵
ستور لاشه چو پرداخت کالبد زروان
نه بار برد و نه خربنده اش بر آخور بست ۶
دوباره دوشش سنگین نشد ز بار گران
دوباره پشتش از آسیب خشگریش نخست ۷
چدار واخیه و داغ و لواشه و افسار
ز لوح حافظه فرموش کرد و از غم رست ۸
نه مرده ریگش در دست مفتیان افتاد
نه کس بحیله زنش گادو جای او بنشست ۹
خری بمرد و خری بسته شد بر آخور وی
قراقری به شکم اوفتاد و بادی جست ۱۰
تو نیز ای پسرار آدمی نه ای خرزی
اگر فرشته نه ای با ددان مشو همدست ۱۱
رهین آخور خود شو که مرغ و ماهی را
طمع بدام در افکند و آرزو در شست ۱۲
ز خیر اگر خبرت نیست سوی شرم گرای
که در میانه این هر دو نیز چیزی هست ۱۳
ستور بارکش از مرد آدمی کش به
شکم پرست نکوتر بود ز نفس پرست ۱۴
امیر یا سخن آهسته گو که باده کشان
شراب رز نشناسند از شراب الست ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۹ - بحاجی حسین آقای ملک بر سبیل طیبت نگاشته است
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - لسان را سحر در طی لسانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.