هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مرگ محمد امین خان را توصیف میکند و تأثیر عمیق فقدان او بر دوستان، یاران و جامعه را بیان مینماید. شعر به زیباییهای زندگی او، عدالتش و تأثیر مرگش بر طبیعت و مردم اشاره دارد و در نهایت آرزوی بهشت برای او میکند.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
شمارهٔ ۴۳ - تاریخ وفات محمد امین خان بیگدلی (۱۱۸۳ ه.ق)
آه که خصمی نمود، دست بغارت گشود
شحنه ی گردون که بود روز و شب اندر کمین ۱
داد بتاراج باد، تازه گلی بس لطیف
کرد نهان زیر خاک، دانه دری بس ثمین ۲
یعنی ازین معرکه، برد دلیری شجاع؛
یعنی از این انجمن، برد امیری امین ۳
آنکه مگر رستمش، بود اسیر کمند؛
آنکه مگر حاتمش بود غلام کمین ۴
آنکه همه روزگار، بود درین مرغزار
گرگ ز بیمش نزار، بره ز عدلش سمین ۵
رفت محمد امین خان و، شد از رفتنش
سینه ی احباب تنگ، خاطر یاران غمین ۶
بر لب جیحون رسید، گریه ی خلق سپهر
پرده ی گردون درید، ناله ی اهل زمین ۷
شد بسرای جنان، همره غلمان و حور
این شده یار از یسار، آن زده صف از یمین ۸
از لحدش سر زند، نکهت مشک و عبیر؛
وز کفنش بر دمد، بوی گل و یاسمین ۹
خامه ی آذر نوشت از پی تاریخ آن:
«باد بهشت برین؛ جای محمد امین» ۱۰
شحنه ی گردون که بود روز و شب اندر کمین ۱
داد بتاراج باد، تازه گلی بس لطیف
کرد نهان زیر خاک، دانه دری بس ثمین ۲
یعنی ازین معرکه، برد دلیری شجاع؛
یعنی از این انجمن، برد امیری امین ۳
آنکه مگر رستمش، بود اسیر کمند؛
آنکه مگر حاتمش بود غلام کمین ۴
آنکه همه روزگار، بود درین مرغزار
گرگ ز بیمش نزار، بره ز عدلش سمین ۵
رفت محمد امین خان و، شد از رفتنش
سینه ی احباب تنگ، خاطر یاران غمین ۶
بر لب جیحون رسید، گریه ی خلق سپهر
پرده ی گردون درید، ناله ی اهل زمین ۷
شد بسرای جنان، همره غلمان و حور
این شده یار از یسار، آن زده صف از یمین ۸
از لحدش سر زند، نکهت مشک و عبیر؛
وز کفنش بر دمد، بوی گل و یاسمین ۹
خامه ی آذر نوشت از پی تاریخ آن:
«باد بهشت برین؛ جای محمد امین» ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - ای عادلی که دیده رعایای این دیار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۴ - و له قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.