هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از یک شخصیت مست و عاشق که از خرابات بیرون آمده و در حالتی از بیخودی و گمگشتگی است، صحبت میکند. او با قدحی از شراب در دست و علم کفر به دست، از هستی خود خارج شده و به دنبال حقیقت میگردد. این شخصیت به بتپرستی و عشق زمینی اشاره دارد و از مفاهیمی مانند کفر، عشق، و جستوجوی معنویت صحبت میکند.
رده سنی:
18+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند کفر و شرابخواری ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۷۹ - شور در شهر فگند آن بت زنارپرست
شور در شهر فگند آن بت زنارپرست
چون خرامان ز خرابات برون آمد مست ۱
پردهٔ راز دریده قدح می در کف
شربت کفر چشیده علم کفر به دست ۲
شده بیرون ز در نیستی از هستی خویش
نیست حاصل شود آنرا که برون شد از هست ۳
چون بت ست آن بت قلاش دل رهبان کیش
که به شمشیر جفا جز دل عشاق نخست ۴
اندر آن وقت که جاسوس جمال رخ او
از پس پردهٔ پندار و هوا بیرون جست ۵
هیچ ابدال ندیدی که درو در نگریست
که در آن ساعت زنار چهل گردن بست ۶
گاه در خاک خرابات به جان باز نهاد
خاکیی را که ازین خاک شود خاک پرست ۷
بر در کعبهٔ طامات چه لبیک زنیم
که به بتخانه نیابیم همی جای نشست ۸
چون خرامان ز خرابات برون آمد مست ۱
پردهٔ راز دریده قدح می در کف
شربت کفر چشیده علم کفر به دست ۲
شده بیرون ز در نیستی از هستی خویش
نیست حاصل شود آنرا که برون شد از هست ۳
چون بت ست آن بت قلاش دل رهبان کیش
که به شمشیر جفا جز دل عشاق نخست ۴
اندر آن وقت که جاسوس جمال رخ او
از پس پردهٔ پندار و هوا بیرون جست ۵
هیچ ابدال ندیدی که درو در نگریست
که در آن ساعت زنار چهل گردن بست ۶
گاه در خاک خرابات به جان باز نهاد
خاکیی را که ازین خاک شود خاک پرست ۷
بر در کعبهٔ طامات چه لبیک زنیم
که به بتخانه نیابیم همی جای نشست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸ - اندر دل من عشق تو نور یقینست
گوهر بعدی:غزل ۸۰ - در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۳۹۹/۳/۳ ۱۴:۵۹
تفسیر این شعر و شعرهای دیگر سنایی را هم در اختیار استفاده کنندگان قرار دهید با تشکر
گوهرین: با سلام و احترام. متاسفانه در حال حاضر توانایی نوشتن شرح و تفسیر بر آثار را نداریم.