هوش مصنوعی: این متن شعری از سنایی است که به توصیف پیر قلندری می‌پردازد که از تعلقات دنیوی رها شده و به حقیقت و اتحاد با خدا رسیده است. شعر به مفاهیمی مانند عرفان، رهایی از منیت، و حقیقت وجودی اشاره دارد و از زبان پیر قلندر، مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی بیان می‌شود.
رده سنی: 18+ متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و فلسفه دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۸۰ - در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست

در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست
از باقیات مردان پیری قلندریست ۱

پیری که از مقام منیت تنش جداست
پیری که از بقای بقیت دلش بریست ۲

تا روز دوش مست و خرابات اوفتاده بود
بر صورتی که خلق برو بر همی گریست ۳

گفتم و را بمیر که این سخت منکرست
گفتا که حال منکری از شرط منکریست ۴

گفتم گر این حدیث درست ست پس چراست
کاندر وجود معنی و با خلق داوریست ۵

گفت آن وجود فعل بود کاندرو ترا
با غیر داوری ز پی فضل و برتریست ۶

آن کس که دیو بود چو آمد درین طریق
بنگر به راستی که کنون خاصه چون پریست ۷

از دست خود نهاد کله بر سر خرد
هر نکته از کلامش دینار جعفریست ۸

گفتم دل سنایی از کفر آگهست
گفت این نه از شما ز سخنهای سر سریست ۹

در حق اتحاد حقیقت به حق حق
چون تو نه‌ای حقیقت اسلام کافریست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۹ - شور در شهر فگند آن بت زنارپرست
گوهر بعدی:غزل ۸۱ - ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.