هوش مصنوعی: این شعر از حافظ و نظیری، بیانگر احساسات عمیق عرفانی و عاشقانه است. شاعر از دوری از معشوق و هستی سخن می‌گوید، از فنا و بقا در عشق می‌سراید، و به مفاهیمی مانند نور، معنی، و جنت اشاره می‌کند. همچنین، از تأثیر شعر حافظ و نظیری بر کلام خود یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا و بقا ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

شماره ۳۱ - مستی ربوده از کف هستی زمام ما

مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مطرب نمی دهد خبری از مقام ما ۱

تا گشته ایم غافل ازو دور مانده ایم
پدرام می شویم که وحشی است رام ما ۲

دانی که نور مردمک چشم عالمیم
بینی اگر به دیده معنی خرام ما ۳

خود را برهنه بر صف شمشیر می زنیم
کاندر فنای ماست بقا و دوام ما ۴

بر کف کلید جنت و بر لب سلام حور
رضوان ستاده در طلب بار عام ما ۵

خرمن به باد رفت درین دشت پرفریب
مرغی نسود گوشه بالی به دام ما ۶

پستان دایه در کف مشتاق شاهدست
بی گریه قطره ای نچکاند به کام ما ۷

تا اقتدا به «حافظ » شیراز کرده ایم
گر دیده مقتدای دو عالم کلام ما ۸

باران گریه طبع «نظیری » بهار ساخت
کو باد؟ تا برد به گلستان پیام ما ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰ - در خور اگر نییم می لعل فام را
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.