هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و فلسفی از نظیری، به موضوعاتی مانند عشق، اضطراب، زندگی و مرگ، و حقیقت وجودی انسان میپردازد. شاعر از تشبیههای زیبا مانند عشق به دریا و ذره در مقابل خورشید استفاده میکند تا احساسات عمیق و پیچیدهی انسانی را بیان کند. همچنین، به چرخهی زندگی و مرگ و باطل بودن برخی تلاشهای انسان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و اضطراب نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
شماره ۲۰۹ - این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده اند
این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده اند
هیکلی از اضطراب جسم بسمل کرده اند ۱
از کدامین دودمان تا این دلیل افروختند
چرخ را پروانه فانوس محمل کرده اند ۲
این گل از هر شاخ خودرویی نمی آید به بار
تخم یک جا کشته صد جا آب در گل کرده اند ۳
در خیال قید زلف و خال هرکس ماند ماند
فکر دیگر کن که حل عقده مشکل کرده اند ۴
از قدم تا فرق ناز و نوش و بر ابرو گره
خوان دعوت چیده اند و منع سائل کرده اند ۵
از پی دنیا مشو پویان درین موج سراب
هر نفس نقشی پدید آورده باطل کرده اند ۶
خلق را در هر نفس موت و حیاتی مضمر است
در زلال زندگی زهر هلاهل کرده اند ۷
روی از میدان سربازان بگردان کاهل ذوق
پای کوبان سر نثار راه قاتل کرده اند ۸
ما به چین زلف کشتی بر کنار آورده ایم
عشق دریایی است کش دیدار ساحل کرده اند ۹
گرد خود گردم که بینم در هوای کیستم
ذره ام اما به خورشیدم مقابل کرده اند ۱۰
عشق را هنگامه امروز از «نظیری » روشنست
هر طرف از گفتگویش گرم محفل کرده اند ۱۱
هیکلی از اضطراب جسم بسمل کرده اند ۱
از کدامین دودمان تا این دلیل افروختند
چرخ را پروانه فانوس محمل کرده اند ۲
این گل از هر شاخ خودرویی نمی آید به بار
تخم یک جا کشته صد جا آب در گل کرده اند ۳
در خیال قید زلف و خال هرکس ماند ماند
فکر دیگر کن که حل عقده مشکل کرده اند ۴
از قدم تا فرق ناز و نوش و بر ابرو گره
خوان دعوت چیده اند و منع سائل کرده اند ۵
از پی دنیا مشو پویان درین موج سراب
هر نفس نقشی پدید آورده باطل کرده اند ۶
خلق را در هر نفس موت و حیاتی مضمر است
در زلال زندگی زهر هلاهل کرده اند ۷
روی از میدان سربازان بگردان کاهل ذوق
پای کوبان سر نثار راه قاتل کرده اند ۸
ما به چین زلف کشتی بر کنار آورده ایم
عشق دریایی است کش دیدار ساحل کرده اند ۹
گرد خود گردم که بینم در هوای کیستم
ذره ام اما به خورشیدم مقابل کرده اند ۱۰
عشق را هنگامه امروز از «نظیری » روشنست
هر طرف از گفتگویش گرم محفل کرده اند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - عشقست طلسمی که در و بام ندارد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - نمی توان به گزند از من انتقام کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.