هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ساقی می‌خواهد جام می بیاورد تا از غم روزگار رهایی یابد. او از تقدیر و قضای الهی سخن می‌گوید و از تلاش‌های بی‌ثمر و انتظارات طولانی شکایت دارد. همچنین، از ناامیدی و درد زندگی می‌نالد و آرزوی مستی و فراموشی می‌کند. در نهایت، به رضایت از قسمت الهی اشاره می‌کند و از معجزه‌ای در آستین سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ متن شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.

شماره ۳۳۴ - ساقی بیار جام می خوشگوار پیش

ساقی بیار جام می خوشگوار پیش
تا بعد ازین چه آوردم روزگار پیش ۱

راهم قضا به طرفه فضایی فکنده است
خوف سوار در پی و گرد شکار پیش ۲

من در میان لجه خونین فتاده ام
گو دیگری قدم ننهد از کنار پیش ۳

بعد از هزار سعی که بر در رهم دهند
آرند یک بهانه به صد انتظار پیش ۴

گیرم که باغبان قفسم بشکند چه سود
گل در حجاب گلبن و صد نیش خار پیش ۵

ساقی دل از تأسف دورم ملول شد
پیش آر مستیی که نیارد خمار پیش ۶

از گفتگوی موعظه گویان دلم گرفت
هرگز نیامدست مرا هوشیار پیش ۷

رود مغان و درد صراحی سرود شعر
هرگز جز این نبوده مرا فکر و کار پیش ۸

دیگر چه اجر طاعت ازین خوب تر دهند
جام شراب در کف و روی نگار پیش ۹

ما از قضا به قسمت امروز راضییم
گر هست ساعتی به ازین گو بیار پیش ۱۰

گر چون نبیت معجزه در آستین نهند
دست از پی سؤال «نظیری » مدار پیش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - گر جهان کشته بیداد شود برگذرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.