هوش مصنوعی: شاعر در این متن از جدایی از خود و انتظار برای بازگشت به خویشتن سخن می‌گوید. او از غم و اندوه، مستی و خمار، و دوری از دیار خود می‌نالد. همچنین، به رابطه بین معشوق و عاشق اشاره می‌کند و از آرزوی صلح و رهایی از رنج‌های خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم مانند 'مستی' و 'خمار' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا نامناسب باشد.

شماره ۴۷۱ - دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن

دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتن
بنشسته ام اندوهگین در انتظار خویشتن ۱

گر از عیار حال خود در مجلس اظهاری کنم
ساز از مقام خود فتد من از عیار خویشتن ۲

مشرب مصاحب می کند ورنه تفاوت بی حدست
تو مست حسن و ناز خود من در خمار خویشتن ۳

تا رفتم از کوی مغان در من غریبی کار کرد
هرگز نمی آید مرا یاد دیار خویشتن ۴

توفیق اگر یاری کند در زهد خشک آتش زنم
زاب ورع سوز آورم رنگی به کار خویشتن ۵

سیلاب مستی سر دهم تا بیخ هستی برکند
یک بارگی فارغ شوم از خار خار خویشتن ۶

گر بر سر صلح آورد روزی پشیمانی تو را
چندان بگریم کز دلت شویم غبار خویشتن ۷

گر پیش می خواندی مراد ذوق مرا می یافتی
نقش خرابی مانده ام از یادگار خویشتن ۸

آن شب که در خون خفته ام دانم شب آسودگی است
کم روز راحت دیده ام از روزگار خویشتن ۹

یک روز برقع برفکن انصاف مشتاقان بده
خلق جهان را کرده ای امیدوار خویشتن ۱۰

معشوق و عاشق را بهم نازی «نظیری » لازم است
دشمن نمی باشد کسی با دوستدار خویشتن ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۶۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷۰ - منه به رنگ جهان دل، دی و بهاران بین
گوهر بعدی:شماره ۴۷۲ - دلم شد زودرنج آزار او کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.