هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و هجران معشوق سخن میگوید. او با استفاده از تشبیهات و استعارات زیبا، حالات عاشقانه و درد هجران را توصیف میکند. شاعر از لب معشوق، اسب جمال، و حالات عشاق سخن میگوید و خود را در غم هجران بیجان و بیدل میداند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۴۰ - خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
لعل شکروش نگر سنبل خور جوش بین ۱
تا که بر اسب جمال گشت سوار آن پسر
جملهٔ عشاق را غاشیه بر دوش بین ۲
جزع وی و لعل وی خامش و گویا شدند
جزعی گویا نگر لعلی خاموش بین ۳
بیدل و بیجان منم در غم هجران او
خواجه سلام علیک عاشق مدهوش بین ۴
هست سنایی ز عشق بر سر آتش مدام
گشته دل او کباب جانش پر از جوش بین ۵
لعل شکروش نگر سنبل خور جوش بین ۱
تا که بر اسب جمال گشت سوار آن پسر
جملهٔ عشاق را غاشیه بر دوش بین ۲
جزع وی و لعل وی خامش و گویا شدند
جزعی گویا نگر لعلی خاموش بین ۳
بیدل و بیجان منم در غم هجران او
خواجه سلام علیک عاشق مدهوش بین ۴
هست سنایی ز عشق بر سر آتش مدام
گشته دل او کباب جانش پر از جوش بین ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - جاوید زی ای تو جان شیرین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.