هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و استعارههای شاعرانه مانند ماه، خورشید و گل یاد میکند. شاعر از معشوق میخواهد که با او بنشیند و از زندگی لذت ببرند. او معشوق را بینظیر و بیهمتا توصیف میکند و بیان میکند که هیچ کس مانند او نیست.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۴۳ - ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین ۱
مشک از هلال انگیختی وز لاله عنبر بیختی
وز مه فرود آویختی کرده به چنگ اندر عجین ۲
از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر
خورشیدی ای جان یا قمر گر دل ببردی شو ببین ۳
ای ماهرو نیکو سیر ای روی چو شمس و قمر
من بر تو نگزینم دگر گر تو گزینی شو گزین ۴
کس را چو تو گل سور نی در خلد چون تو حور نی
در پردهٔ زنبور نی چون دو لب تو انگبین ۵
می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین ۱
مشک از هلال انگیختی وز لاله عنبر بیختی
وز مه فرود آویختی کرده به چنگ اندر عجین ۲
از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر
خورشیدی ای جان یا قمر گر دل ببردی شو ببین ۳
ای ماهرو نیکو سیر ای روی چو شمس و قمر
من بر تو نگزینم دگر گر تو گزینی شو گزین ۴
کس را چو تو گل سور نی در خلد چون تو حور نی
در پردهٔ زنبور نی چون دو لب تو انگبین ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۲ - اسب را باز کشیدی در زین
گوهر بعدی:غزل ۳۴۴ - چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.