هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و عیاری سخن میگوید و از احساسات پیچیده و متناقضی مانند آشوب دل، شگفتی، نیش و نوش، و غارت بیباران صحبت میکند. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند هوشیاری و بیهوشی، عشق و طریقت، و شوخی و جدیت استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق و پیچیدهای مانند عشق، عرفان، و احساسات متناقض است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۹۸ - باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
آشوب دل ما را بر جوش نهادستی ۱
باز آن چه شگرفی را بر شعلهٔ کافوری
صد کژدم مشکین را بر جوش نهادستی ۲
در حجرهٔ مهجوران چون کلبهٔ زنبوران
هم نیش کشیدستی هم نوش نهادستی ۳
در غارت بی باران چون عادت عیاران
هم چشم گشادستی هم گوش نهادستی ۴
ای روز دو عالم را پوشیده کلاه تو
نامش به چه معنی را شبپوش نهادستی ۵
از جزع تو اقلیمی در شور و تو از شوخی
لعل شکرافشان را خاموش نهادستی ۶
از کشی و چالاکی پیران طریقت را
صد غاشیه از عشقت بر دوش نهادستی ۷
سحرا گه تو کردستی تا نام سنایی را
با آنهمه هوشیاری بی هوش نهادستی ۸
آشوب دل ما را بر جوش نهادستی ۱
باز آن چه شگرفی را بر شعلهٔ کافوری
صد کژدم مشکین را بر جوش نهادستی ۲
در حجرهٔ مهجوران چون کلبهٔ زنبوران
هم نیش کشیدستی هم نوش نهادستی ۳
در غارت بی باران چون عادت عیاران
هم چشم گشادستی هم گوش نهادستی ۴
ای روز دو عالم را پوشیده کلاه تو
نامش به چه معنی را شبپوش نهادستی ۵
از جزع تو اقلیمی در شور و تو از شوخی
لعل شکرافشان را خاموش نهادستی ۶
از کشی و چالاکی پیران طریقت را
صد غاشیه از عشقت بر دوش نهادستی ۷
سحرا گه تو کردستی تا نام سنایی را
با آنهمه هوشیاری بی هوش نهادستی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۷ - غالیه بر عاج برآمیختی
گوهر بعدی:غزل ۳۹۹ - تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.