هوش مصنوعی:
این متن شعری است که فضای یک دبستان و شور و نشاط کودکان را به تصویر میکشد. کودکان مانند دستهگل و پرندگان خوشآواز هستند که با هم میخوانند و شادی میکنند. معلم (ادیب) با دیدن این صحنهها تحت تأثیر قرار میگیرد. همچنین، اشارههایی به عشق و شور معنوی وجود دارد که در قالب تشبیهات مختلف مانند شمع و پروانه بیان شدهاست.
رده سنی:
14+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و تشبیهات ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و عاشقانه ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
بخش ۴۸ - صفت دبستان
دل برد دگر به زنگ طفلان
پیرانه سرم سوی دبستان ۱
اطفال به رنگ دسته ی گل
آواز کشیده همچو بلبل ۲
با هم شده گرم نغمه و شور
صف هاش چو تارهای طنبور ۳
ز ابروی ادیب جمله در تاب
زان گه که تارها ز مضراب ۴
گویا شده از اعانت هم
طفلان همه چون حروف معجم ۵
هر یک ز برای جان عشّاق
افتاده ز طبع شوخ شلّاق ۶
چون خامه و نو بهار از آغاز
هم شاخچه بند و هم سخن ساز ۷
شمعیست قلم لگن بنانش
پروانه ز جان عاشقانش ۸
مقراض بود چو رحل طفلان
دل بر سر او بجای قرآن ۹
خاموش کشیده صف چو دندان
گویا چو زبان، ادیب ایشان ۱۰
آن دایره از خروش و غوغا
چون چنبر دف به چشم دانا ۱۱
چون سنخ بتان به شوخی خاص
هر یک شده نغمه سنج و رقّاص ۱۲
آن طفل که برده است هوشم
زین شوق که پا نهد به دوشم ۱۳
چون رحل برای پله گشتن
شد قفل بهم دو پنجه ی من ۱۴
کی رحم کند بخاطرش راه
پروای فلک ندارد آن ماه ۱۵
باشد ز وطن بریده را حال
چون چوب ادیب نزد اطفال ۱۶
در مکتب عشق تا که هستم
هستند همه پی شکستم ۱۷
تا گرم اعاده ی سبق شد
چون غنچه دلم ورق ورق شد ۱۸
اسباب نوشتنش مرتب
هم رنگ دوات سرخیش لب ۱۹
پیرانه سرم سوی دبستان ۱
اطفال به رنگ دسته ی گل
آواز کشیده همچو بلبل ۲
با هم شده گرم نغمه و شور
صف هاش چو تارهای طنبور ۳
ز ابروی ادیب جمله در تاب
زان گه که تارها ز مضراب ۴
گویا شده از اعانت هم
طفلان همه چون حروف معجم ۵
هر یک ز برای جان عشّاق
افتاده ز طبع شوخ شلّاق ۶
چون خامه و نو بهار از آغاز
هم شاخچه بند و هم سخن ساز ۷
شمعیست قلم لگن بنانش
پروانه ز جان عاشقانش ۸
مقراض بود چو رحل طفلان
دل بر سر او بجای قرآن ۹
خاموش کشیده صف چو دندان
گویا چو زبان، ادیب ایشان ۱۰
آن دایره از خروش و غوغا
چون چنبر دف به چشم دانا ۱۱
چون سنخ بتان به شوخی خاص
هر یک شده نغمه سنج و رقّاص ۱۲
آن طفل که برده است هوشم
زین شوق که پا نهد به دوشم ۱۳
چون رحل برای پله گشتن
شد قفل بهم دو پنجه ی من ۱۴
کی رحم کند بخاطرش راه
پروای فلک ندارد آن ماه ۱۵
باشد ز وطن بریده را حال
چون چوب ادیب نزد اطفال ۱۶
در مکتب عشق تا که هستم
هستند همه پی شکستم ۱۷
تا گرم اعاده ی سبق شد
چون غنچه دلم ورق ورق شد ۱۸
اسباب نوشتنش مرتب
هم رنگ دوات سرخیش لب ۱۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۹
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۷ - صفت پینه دوز
گوهر بعدی:بخش ۴۹ - صفت عصّار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.