هوش مصنوعی:
شاعر توصیف میکند که چگونه معشوقش با دیدن او خوشحال شد و از شرم سرخ شد. معشوق به او گفت نگران نباشد زیرا با او جفت خواهد شد. شاعر از لبهای معشوق که چنین سخنان زیبایی میگوید، تعریف میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
رباعی ۹۲ - چون دید مرا رخانش چون گل بشکفت
چون دید مرا رخانش چون گل بشکفت
آن دیدهٔ نیمخوابش از شرم بخفت ۱
گفتا که مخور غم که شوی با ما جفت
قربان چنان لب که چنان داند گفت ۲
آن دیدهٔ نیمخوابش از شرم بخفت ۱
گفتا که مخور غم که شوی با ما جفت
قربان چنان لب که چنان داند گفت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۱ - رازی که سر زلف تو با باد بگفت
گوهر بعدی:رباعی ۹۳ - افلاک به تیر عشق بتوانم سفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.