هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که حاضر است برای رضایت معشوق جان خود را فدا کند و حتی مرگ از غم عشق برایش شادی‌آور است. شاعر از فراق و درد هجران می‌نالد، اما همچنان به عشق و وفای معشوق امیدوار است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'هلاک به ز حیاتم' و 'مردن از غم عشق' ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامناسب باشد.

شماره ۸۷ - اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست

اگر مرا سر و جانی بود برای تو هست
هلاک به ز حیاتم اگر رضای تو هست ۱

خدا گواست که شادم به مردن از غم عشق
توگر حضورنداری ولی خدای تو هست ۲

مرا به عمر دراز آنچنان تعلق نیست
که باکمند دو زلف گره گشای تو هست ۳

به دوش گردنم اندر فراقت آمده بار
ز الفتی که سرم را به خاک پای تو هست ۴

بیا برون کنش از جوی دیده همره اشک
اگر کسی به سرای دلم سوای تو هست ۵

اگر چه عشق به دل جای دیگری نگذاشت
ولی تو هم گهی ای غم بیا که جای تو هست ۶

مرا کجا خبر از دل تو حال او دانی
اگر به حلقه ی گیسوی مشک سای تو هست ۷

هزار مرتبه پامال دست هجران شد
هنوز در سر شوریده ماجرای تو هست ۸

به التفات تو ما خوش دلیم در همه حال
گرم وفای تو نبود چه غم، جفای تو هست ۹

جفای یار صفایی کم از وفای تو نیست
اگر خطا نکنم بیش از این سزای تو هست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶ - کاهش ما هجر غم افزای تست
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - تاب دلم ار تو را عیان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.