هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از جدایی و رنجهای ناشی از آن مینالد و از عشقی پر شور و بیپاسخ یاد میکند. تصاویری مانند دل پر خون، شب فراق، و خارهای عشق به کار رفتهاند تا عمق رنج و اشتیاق را نشان دهند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج عشق نافرجام همراه است. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک، درک متن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۴۹ - صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد
صفایی از سر کویت چوعزم بیرون کرد
یک نپرسی از او تا به فرقتم چون کرد ۱
دلی که صبح وصال از ملال خالی بود
شب فراق ندانی چگونه پر خون کرد ۲
چو حلقه ی سر زلف سیاه سرکش تو
ستاره ی اختر بختم سیاه و وارون کرد ۳
دلم که بود از این نامه صاف تر به وفات
به خون خویش چو این نامه جامه گلگون کرد ۴
دل خرابه ی من تختگاه عشق تو شد
چنان شهی عجبم در دهی چنین چون کرد ۵
کنار دامن من کز رخ توگلشن بود
به نیم چشم زن سیل دیده سیحون کرد ۶
فغان سینه ز داغ تو رو به گردون برد
سرشک دیده ز تاب تو ره به هامون کرد ۷
غبار تا ننشیند به دامنت مژه بین
که خاک کوی تو با خون دیده معجون کرد ۸
مرا کشاکش عشق تو صد ره افزون بود
از آن کرشمه که لیلی به کار مجنون کرد ۹
گلم ز کف شد و خارم نشست در پهلو
ببین چها به من این نجم ناهمایون کرد ۱۰
نشاط وصل کجا؟ انده فراق کجا؟
درین معارضه بختم چه سخت مغبون کرد ۱۱
صفایی از تو به هجران غمش نخواهد کاست
که عشق مهر تو هر دم چو حسنت افزون کرد ۱۲
یک نپرسی از او تا به فرقتم چون کرد ۱
دلی که صبح وصال از ملال خالی بود
شب فراق ندانی چگونه پر خون کرد ۲
چو حلقه ی سر زلف سیاه سرکش تو
ستاره ی اختر بختم سیاه و وارون کرد ۳
دلم که بود از این نامه صاف تر به وفات
به خون خویش چو این نامه جامه گلگون کرد ۴
دل خرابه ی من تختگاه عشق تو شد
چنان شهی عجبم در دهی چنین چون کرد ۵
کنار دامن من کز رخ توگلشن بود
به نیم چشم زن سیل دیده سیحون کرد ۶
فغان سینه ز داغ تو رو به گردون برد
سرشک دیده ز تاب تو ره به هامون کرد ۷
غبار تا ننشیند به دامنت مژه بین
که خاک کوی تو با خون دیده معجون کرد ۸
مرا کشاکش عشق تو صد ره افزون بود
از آن کرشمه که لیلی به کار مجنون کرد ۹
گلم ز کف شد و خارم نشست در پهلو
ببین چها به من این نجم ناهمایون کرد ۱۰
نشاط وصل کجا؟ انده فراق کجا؟
درین معارضه بختم چه سخت مغبون کرد ۱۱
صفایی از تو به هجران غمش نخواهد کاست
که عشق مهر تو هر دم چو حسنت افزون کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - کس نیست کش از قصه ی دل راز توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - نه او روزی دو، ترک بد سری کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.