خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و شاعرانه به موضوعاتی مانند عشق، معنویت، جدایی از دنیای مادی و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از معانی عمیق حیوانی و انسانی سخن میگوید و به دنبال درک حقیقت از طریق عشق و رهایی از تعلقات دنیوی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۷۷ - نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند
نیست در صومعه جز معنی حیوانی چند
بگسل ای دوست دل از صورت بی جانی چند ۱
راست خواهی مثل پیر مغان با فقها
همچنان است که یک آدم و شیطانی چند ۲
با تولای تو ای پیر مغان آمده ایم
کارد از کیش کهن تازه مسلمانی چند ۳
از پریشانی ما حالت ما را دریاب
خود چه پرسی خبر عشق ز حیرانی چند ۴
از تماشای حرم تا ابد آیی محروم
همچو من تا نکنی قطع بیابانی چند ۵
نشکفد غنچه مقصد تو از روضه ی قدس
در جگر تا نخلی نخل خار مغیلانی چند ۶
ترسم از خاک درت آب برد گرد مرا
ورنه انگیختمی از مژه عمانی چند ۷
از تو آباد شد اجزای وجودم ای عشق
جز تو کس دید کجا گنجی و ویرانی چند ۸
حرفی از دفتر حسن تو صفایی ننگاشت
گر چه پرداخت در اوصاف تو دیوانی چند ۹
بگسل ای دوست دل از صورت بی جانی چند ۱
راست خواهی مثل پیر مغان با فقها
همچنان است که یک آدم و شیطانی چند ۲
با تولای تو ای پیر مغان آمده ایم
کارد از کیش کهن تازه مسلمانی چند ۳
از پریشانی ما حالت ما را دریاب
خود چه پرسی خبر عشق ز حیرانی چند ۴
از تماشای حرم تا ابد آیی محروم
همچو من تا نکنی قطع بیابانی چند ۵
نشکفد غنچه مقصد تو از روضه ی قدس
در جگر تا نخلی نخل خار مغیلانی چند ۶
ترسم از خاک درت آب برد گرد مرا
ورنه انگیختمی از مژه عمانی چند ۷
از تو آباد شد اجزای وجودم ای عشق
جز تو کس دید کجا گنجی و ویرانی چند ۸
حرفی از دفتر حسن تو صفایی ننگاشت
گر چه پرداخت در اوصاف تو دیوانی چند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - داشت وجهی که ندادند ترا جانی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - به زلف جستم از آن دو خط گریز گاهی چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.