خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از درد هجران و جدایی می‌نالد و تنها راه رهایی از این رنج را مرگ می‌داند. او عشق را درمان‌ناپذیر و هجران را غیرقابل تحمل توصیف می‌کند و بارها تأکید می‌کند که تنها با مرگ می‌تواند از این دردها رها شود.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و اشاره به مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامناسب باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۹۰ - ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم

ای دل امشب چاره هجران به مردن می کنم
آخر این دشوار را آسان به مردن می کنم ۱

عشق را درمان به هجران هجر را درمان به صبر
کردم اینک صبر را درمان به مردن می کنم ۲

دوست فرمانم به هجران داد و هجرانم به مرگ
ناگزیر امضای این فرمان به مردن می کنم ۳

هر دم از نو بهر ما اندیشه آزاری چرا
نفی این غم از دل جانان به مردن می کنم ۴

در جدایی شد شکیبایی ز مرگم صعب تر
سلب یک گردون ملال از جان به مردن می کنم ۵

جان ندارم بی تو و خوانند خلقم زنده باز
از خود اکنون رفع این بهتان به مردن می کنم ۶

سینه بر دل تنگ شد چون جایگه برتن مرا
جان خویش آزاد ازین زندان به مردن می کنم ۷

راز عشق دوست کز دشمن نهفتم سال ها
آشکارا بر سر میدان به مردن می کنم ۸

زندگی را در قفا جز مرگ نبود دیر و زود
مشق عمر جاودانی زان به مردن می کنم ۹

نالش سر پنجه ی هجرم چنان در هم شکست
کش صفایی ناگزر جبران به مردن می کنم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۹ - سرشک دیده اگر رشک آب جو نکنم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۱ - بیا ساقی بپیما ساغری زان صاف گلگونم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.