هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان غم و اندوه از دست دادن یک شخصیت بزرگ و مقدس میپردازد. شاعر از رنجها و مصائبی که بر این شخصیت وارد شده سخن میگوید و تأثیر این فقدان را بر جهان و موجودات مختلف توصیف میکند. همچنین، به مقابله حق و باطل و عظمت مقام این شخصیت اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و مذهبی است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت از مفاهیم دینی دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است برای سنین پایین سنگین و نامفهوم باشد.
بند ۹۲ - ای طایف حریم تو اعیان کاینات
ای طایف حریم تو اعیان کاینات
ذرات ملک زایر کوی تو از جهات ۱
تو گشته زیر خاک و من اسوده بر زمین
ما را هلاک در همه حالت به از حیات ۲
ما را ز داغ خود زدی آتش به دلی ولی
تا بخشی از شکنجه جاویدمان نجات ۳
سودند سر به تیغ اعادی مجاهدینت
دادند تن به قید اسیری مخدرات ۴
بودند ای عجب همه با این گنه هنوز
دارنده ی صیام و گزارنده ی صلات ۵
با قصد قتل و غارت حق چیست حال کس
صد قرن اگر نماز کند یا دهد زکات ۶
با دعوت امام مبین دعوی یزید
فرقان حق کجا و کجا آن مزخرفات ۷
باطل نایستد بر حق نیست مشتبه
آن ترهات سست بدین طرفه محکمات ۸
این صید زار خسته ی بشکسته بال و پر
از آشیان فتاده ی سرگشته در فلات ۹
تر کردی ار کست به یکی جام کام خشک ما
یک غرقه بیش کم نشدی بالله از فرات ۱۰
شد راست دود و خیمه ی گردون سیاه کرد
ز آن آتشی که خصم زدت در سرادقات ۱۱
گشتند دراقامه ی سوگ تو متفق
از صدر بزم صومعه تا صف سومنات ۱۲
برخاست شور و لوله از کعبه تا کنشت
ارباب کفر و دین همه بنشسته در عزات ۱۳
هم وحش و طیر غم زده در محنت تو محو
هم جن و انس دل شده در ماتم تو مات ۱۴
درباره ی تو هر که کند بیش و کم ستم ۱۵
کیفر ز هفت دوزخش افزون بود نه کم ۱۶
ذرات ملک زایر کوی تو از جهات ۱
تو گشته زیر خاک و من اسوده بر زمین
ما را هلاک در همه حالت به از حیات ۲
ما را ز داغ خود زدی آتش به دلی ولی
تا بخشی از شکنجه جاویدمان نجات ۳
سودند سر به تیغ اعادی مجاهدینت
دادند تن به قید اسیری مخدرات ۴
بودند ای عجب همه با این گنه هنوز
دارنده ی صیام و گزارنده ی صلات ۵
با قصد قتل و غارت حق چیست حال کس
صد قرن اگر نماز کند یا دهد زکات ۶
با دعوت امام مبین دعوی یزید
فرقان حق کجا و کجا آن مزخرفات ۷
باطل نایستد بر حق نیست مشتبه
آن ترهات سست بدین طرفه محکمات ۸
این صید زار خسته ی بشکسته بال و پر
از آشیان فتاده ی سرگشته در فلات ۹
تر کردی ار کست به یکی جام کام خشک ما
یک غرقه بیش کم نشدی بالله از فرات ۱۰
شد راست دود و خیمه ی گردون سیاه کرد
ز آن آتشی که خصم زدت در سرادقات ۱۱
گشتند دراقامه ی سوگ تو متفق
از صدر بزم صومعه تا صف سومنات ۱۲
برخاست شور و لوله از کعبه تا کنشت
ارباب کفر و دین همه بنشسته در عزات ۱۳
هم وحش و طیر غم زده در محنت تو محو
هم جن و انس دل شده در ماتم تو مات ۱۴
درباره ی تو هر که کند بیش و کم ستم ۱۵
کیفر ز هفت دوزخش افزون بود نه کم ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۹۱ - هر گه به سیر لاله نظر در چمن کنم
گوهر بعدی:بند ۹۳ - صدری که سوده روح به پا صد رهش جبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.