هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی خود به معشوق میگوید و زیباییهای او را توصیف میکند. او از خال و خط و زلف و رخسار معشوق سخن میگوید و بیان میکند که این ویژگیها به تنهایی دلبری نمیکنند و مهربانی نیز لازم است. شاعر از درد فراق و غم عشق مینالد و از یاری دل و چشم در این راه سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهٔ ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۷۱ - تا ز عشق روی خوددیوانه ام کرد آن پری
تا ز عشق روی خوددیوانه ام کرد آن پری
هم ز کفر آسوده ام فرمود وهم از دین بری ۱
حاش لله آدمیزاد این چنین کی دیده کس
گشته ام حیران که حورت بوده مادر یا پری ۲
خود بر آن بودم که مهر خاوری خوانم تو را
چون نکودیدم ندارد زلف مهر خاوری ۳
بارها رفتم که قدت را دهم نسبت به سرو
خوب چون دیدم ندارم سروچشم عبهری ۴
مهربانی هم دخیل است ای نگار ماه رو
خال وخط وزلف ورخ تنها ندارد دلبری ۵
بی تو هم خون شددلم هم دیدهام خونبار گشت
در غمت دل یاریم بنمود و چشمم یاوری ۶
ای جبینت زهره رویت مه جمالت آفتاب
چون بلنداقبال داری صدهزاران مشتری ۷
هم ز کفر آسوده ام فرمود وهم از دین بری ۱
حاش لله آدمیزاد این چنین کی دیده کس
گشته ام حیران که حورت بوده مادر یا پری ۲
خود بر آن بودم که مهر خاوری خوانم تو را
چون نکودیدم ندارد زلف مهر خاوری ۳
بارها رفتم که قدت را دهم نسبت به سرو
خوب چون دیدم ندارم سروچشم عبهری ۴
مهربانی هم دخیل است ای نگار ماه رو
خال وخط وزلف ورخ تنها ندارد دلبری ۵
بی تو هم خون شددلم هم دیدهام خونبار گشت
در غمت دل یاریم بنمود و چشمم یاوری ۶
ای جبینت زهره رویت مه جمالت آفتاب
چون بلنداقبال داری صدهزاران مشتری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۰ - جام می در دست بگرفت وبه من گفت آن پری
گوهر بعدی:شماره ۴۷۲ - مگر گشتی اسیر سروقدی چون من ای قمری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.