هوش مصنوعی:
این شعر از صابر بیانگر عشق، جنون، و شوریدگی است. شاعر از گرمای عشق و مستی ناشی از آن سخن میگوید و به اهمیت مصاحبت با دانایان و خدمت به نیکان اشاره دارد. همچنین، او از فناپذیری دنیا و اهمیت استفاده از فرصتها میگوید. در پایان، شاعر از محبت به مولا و گرمی بزم یلدا سخن میراند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و شوریدگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۰ - تا شد سرم ز آتش سودا گرم
تا شد سرم ز آتش سودا گرم
همواره باشدم دم گویا گرم ۱
آنسر، که شور عشق و جنون دارد
کی می شود ز نشأه ی دنیا گرم؟ ۲
تا از شراب عشق توان شد مست
سر را مکن ز نشئه ی صهبا گرم ۳
آخر فسرده میشود و تاریک
آندل که شد بساغر و مینا گرم ۴
در حسن خلق و خدمت نیکان کوش
تا باشدت ز خون، رک و اعضا گرم ۵
افسرده ات کند سخن نادان
دل را کن از مصاحب دانا گرم ۶
فرصت اگر چه بهر چه تماشا نیست
کرد این جهان سرت بتماشا گرم ۷
زین زندگی اگر نشدم دلسرد
پشتم بود ز همت والا گرم ۸
فردا که حسن گل چمن آرا شد
گردد بنغمه بلبل شیدا گرم ۹
توصیف زلف پرشکنت کردم
گردید بزم ما شب یلدا گرم ۱۰
(صابر) بخانقاه طلب عمری است
هستیم از محبت مولا گرم ۱۱
همواره باشدم دم گویا گرم ۱
آنسر، که شور عشق و جنون دارد
کی می شود ز نشأه ی دنیا گرم؟ ۲
تا از شراب عشق توان شد مست
سر را مکن ز نشئه ی صهبا گرم ۳
آخر فسرده میشود و تاریک
آندل که شد بساغر و مینا گرم ۴
در حسن خلق و خدمت نیکان کوش
تا باشدت ز خون، رک و اعضا گرم ۵
افسرده ات کند سخن نادان
دل را کن از مصاحب دانا گرم ۶
فرصت اگر چه بهر چه تماشا نیست
کرد این جهان سرت بتماشا گرم ۷
زین زندگی اگر نشدم دلسرد
پشتم بود ز همت والا گرم ۸
فردا که حسن گل چمن آرا شد
گردد بنغمه بلبل شیدا گرم ۹
توصیف زلف پرشکنت کردم
گردید بزم ما شب یلدا گرم ۱۰
(صابر) بخانقاه طلب عمری است
هستیم از محبت مولا گرم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۲۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - خرم آنروز، که بودیم من و او باهم
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - تو را گر هست واجب بهر قتل من کمر بستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.