هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از رنجهای عشق و اشتیاق به وصال سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس به اندازه او دغدغه معشوق را ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از استعارهها و کنایهها برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۳۲۴ - حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
بهای خون من این بس که پایمال تو باشد ۱
به چشمهسار خضر روزة هوس نگشاید
کسی که تشنه لبِ چشمة زلال تو باشد ۲
به موقف ازلم با تو بوده عرض تمنّا
هنوز تا ابدم مستی وصال تو باشد ۳
نبود از ستمت در خیالم آنچه تو کردی
چهها هنوز به این خسته در خیال تو باشد ۴
کنون که حال تو خاطرنشان او شده فیّاض
گمان مبر که به عالم کسی به حال تو باشد ۵
بهای خون من این بس که پایمال تو باشد ۱
به چشمهسار خضر روزة هوس نگشاید
کسی که تشنه لبِ چشمة زلال تو باشد ۲
به موقف ازلم با تو بوده عرض تمنّا
هنوز تا ابدم مستی وصال تو باشد ۳
نبود از ستمت در خیالم آنچه تو کردی
چهها هنوز به این خسته در خیال تو باشد ۴
کنون که حال تو خاطرنشان او شده فیّاض
گمان مبر که به عالم کسی به حال تو باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۳ - خوشا آن دل که تا جان باشدش اندوهگین باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۵ - آن شوخ ز حالم خبری داشته باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.