هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و پراحساس، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، حالات عاشقانه و احساسی شاعر را به تصویر می‌کشد. شاعر از عشق، زیبایی معشوق، و تأثیرات عمیق آن بر جهان پیرامون سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارند.

شماره ۵۹۹ - دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم

دیده را از پرتو روی تو تابی می‌دهم
گلشن نظّاره را از شعله آبی می‌دهم ۱

از لب لعلت حدیثی بر زبان می‌آورم
گفتگو را غوطه در موج شرابی می‌دهم ۲

پیچ و تاب عطسه در مغز جهان می‌افکنم
چون ز بزم دل برون بوی کبابی می‌دهم ۳

می‌کنم آغوش مژگانی به سیل گریه باز
موج را در روی دریا اضطرابی می‌دهم ۴

فتنه‌ای از هر طرف بیدار می‌گردد ز خواب
چون به یاد چشم مستش تن به خوابی می‌دهم ۵

رنگ آسایش برون از دامن هستی نرفت
این کتان را شست و شو در ماهتابی می‌دهم ۶

موج معنی هر طرف فیّاض می‌گردد روان
چون عنان گفتگو را پیچ و تابی می‌دهم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹۸ - بر گردِ‌رخت سبزه و گل سر زده در هم
گوهر بعدی:شماره ۶۰۰ - بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کرده‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.