هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر، توکل به خدا، انتقاد از ظلم و بیعدالتی، و اهمیت احسان و نیکوکاری میپردازد. شاعر از زبان نمادین و استعاری برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'گرداب خون' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۳۲ - به دست سایلان آوازه احسان عصا گردد
به دست سایلان آوازه احسان عصا گردد
چراغ کاروان غارتگران را رهنما گردد ۱
تن ظالم چو داغ لاله در گرداب خون غلطد
زمین بی مروت به که دشت کربلا گردد ۲
به زیر آسمان روشندلان را نیست دلسوزی
کجا پروانه بر گرد چراغ آسیا گردد ۳
به سوی استخوانم ناوک او کی نظر سازد
پر تیر نگارینش اگر بال هما گردد ۴
ز خلوت می برد بر هر طرف مسواک زاهد را
عصا هر چند کج باشد به دست کور پا گردد ۵
به زنجیر نصیحت نفس گردنکش نشد رامم
سگ دیوانه کی با صاحب خود آشنا گردد ۶
بپوشد عیب ارباب کرم را دامن احسان
چه غم دست رسا را آستین گر نارسا گردد ۷
نمی گردد جدا از سینه عشاق پیکانت
دل صاحب طمع سختی چو دید آهن ربا گردد ۸
بهر مقصد که روی آری مدد از پیر فانی جو
قدم خم گشته آزاده محراب دعا گردد ۹
چه سود از کلفت من سیدا بر خویش می نالد
غبار خاطرم در چشم گردون توتیا گردد ۱۰
چراغ کاروان غارتگران را رهنما گردد ۱
تن ظالم چو داغ لاله در گرداب خون غلطد
زمین بی مروت به که دشت کربلا گردد ۲
به زیر آسمان روشندلان را نیست دلسوزی
کجا پروانه بر گرد چراغ آسیا گردد ۳
به سوی استخوانم ناوک او کی نظر سازد
پر تیر نگارینش اگر بال هما گردد ۴
ز خلوت می برد بر هر طرف مسواک زاهد را
عصا هر چند کج باشد به دست کور پا گردد ۵
به زنجیر نصیحت نفس گردنکش نشد رامم
سگ دیوانه کی با صاحب خود آشنا گردد ۶
بپوشد عیب ارباب کرم را دامن احسان
چه غم دست رسا را آستین گر نارسا گردد ۷
نمی گردد جدا از سینه عشاق پیکانت
دل صاحب طمع سختی چو دید آهن ربا گردد ۸
بهر مقصد که روی آری مدد از پیر فانی جو
قدم خم گشته آزاده محراب دعا گردد ۹
چه سود از کلفت من سیدا بر خویش می نالد
غبار خاطرم در چشم گردون توتیا گردد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - هر کس که زین محیط دم آب می خورد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.