هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق، جنون، هنر و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از عشق به لیلی و فرهاد و مجنون یاد میکند و از دردها و رنجهای عاشقی مینالد. همچنین، به موضوع هنر و تقدیر هنرمند اشاره دارد و از دیوانگی و جنونی میگوید که از عشق نشأت میگیرد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و جنون نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۲۵۷ - دلم در کوی او رفتست حیرانم که چون آید
دلم در کوی او رفتست حیرانم که چون آید
نفس هرگه که با یادش برآرم بوی خون آید ۱
مرا لیلی وشی کردست سرگردان به صحرایی
که جای گردباد از خاک او مجنون برون آید ۲
خدا از سنگ پیدا می کند رزق هنرور را
برای روزیی فرهاد شیراز بیستون آید ۳
ز پیچ و تاب آه من بکن اندیشه ای ظالم
بترس از خانه زان ماری که بی افسون برون آید ۴
نگردد مرگ سد راه گیر و دار عاشق را
صدای تیشه در گوشم هنوز از بیستون آید ۵
ز دیوانخانه ارباب دولت پای کوته کن
کزین درها به گوش آواز زنجیر جنون آید ۶
هنرور می شناسد سیدا قدر هنرور را
به تکلیف من دیوانه از صحرا جنون آید ۷
نفس هرگه که با یادش برآرم بوی خون آید ۱
مرا لیلی وشی کردست سرگردان به صحرایی
که جای گردباد از خاک او مجنون برون آید ۲
خدا از سنگ پیدا می کند رزق هنرور را
برای روزیی فرهاد شیراز بیستون آید ۳
ز پیچ و تاب آه من بکن اندیشه ای ظالم
بترس از خانه زان ماری که بی افسون برون آید ۴
نگردد مرگ سد راه گیر و دار عاشق را
صدای تیشه در گوشم هنوز از بیستون آید ۵
ز دیوانخانه ارباب دولت پای کوته کن
کزین درها به گوش آواز زنجیر جنون آید ۶
هنرور می شناسد سیدا قدر هنرور را
به تکلیف من دیوانه از صحرا جنون آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - خدای ذات تو را از بلا نگه دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - در خانه یی که وصف رخ یار بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.