هوش مصنوعی: این شعر از شور و عشق، انتظار و امید، طبیعت و زیبایی‌های آن سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند دریا، آینه، گل و بلبل، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند عافیت، بلا و وفاداری دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۳۱۳ - صدای مقدم گلچین چو در گلزار می آید

صدای مقدم گلچین چو در گلزار می آید
گریبان چاک بلبل بر سر بازار می آید ۱

چو گل وا کرده اند آغوش های خود خیابانها
مگر در بوستان آن سرو خوشرفتار می آید ۲

نمی باشد خلاف وعده در خاطر بزرگان را
زآب گوهر است آبی که از کهسار می آید ۳

مبادا ناقصی را بر سر افتد شور منصوری
صدای دورباش از حاجبان دار می آید ۴

به دریا می برم آئینه لب تشنه خود را
غبار آلوده است آبی که از جوبار می آید ۵

کلاه خانه بر دوشان حصار عافیت باشد
بلاها آدمی را بر سر از دستار می آید ۶

مرا هرگز نباشد شکوه از بند قبای او
به خاطر صد گره از حرف پهلو دار می آید ۷

چو بلبل هر دم انگیز پریدن می کند چشمم
مگر امشب به خوابم آن گل رخسار می آید ۸

قدم ای سیدا در باغ اگر بی یار بگذارم
به پابوسی مرا خار از سر دیوار می آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۲ - شب چو آن شمع ز کاشانه برون می آید
گوهر بعدی:شماره ۳۱۴ - مو سفیدی حرص دنیا دور نتوانست کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.