هوش مصنوعی: این متن شعری است که از ناامیدی، بی‌وفایی جهان، و دوری از مردم سخن می‌گوید. شاعر از بی‌اعتمادی به دیگران، رنج عشق، و انزوا صحبت می‌کند و احساس می‌کند که در جهانی پر از دشمنی و بی‌مهری زندگی می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی، ناامیدی، و انتقاد از جامعه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.

شماره ۳۲۵ - نمی رود ز دم یاد آن جوان هرگز

نمی رود ز دم یاد آن جوان هرگز
کسی چو من نزده آتشی به جان هرگز ۱

چونی اگر چه سراپای من ز ناله پر است
نکرده ام به سر کوی او فغان هرگز ۲

به بوستان جهان غنچه یی که من دارم
چو گل نمی شنود حرف باغبان هرگز ۳

مباد چشم من افتد بروی اهل جهان
ز خانه پا نگذارم بر آستان هرگز ۴

به لاله زار دل خود نظاره یی دارم
نرفته ام به تماشای بوستان هرگز ۵

کسی ندیده چو من بی وفایی گل را
نمی کند به چمن فکر آشیان هرگز ۶

ز بس که اهل جهان خصم یکدیگر شده اند
نمی روم به ملاقات دوستان هرگز ۷

ز اهل جاه امید ملایمت دور است
مراد کس بزآید ز آسمان هرگز ۸

به رنگ کاهی عشاق می زند پهلو
نظر نمی کنم از رشک بر خزان هرگز ۹

نسیم صبح درآورد غنچه را بر حرف
مرا نداد سخن رو به آن دهان هرگز ۱۰

سخنور از دم شمشیر رو نمی تابد
به تیغ خامه نمی ماند از زمان هرگز ۱۱

به نخل قامت او سیدا مروت نیست
کسی نخورده بر از شاخ ارغوان هرگز ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۴ - چشم مست او ندانستست انجامم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۳۲۶ - صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.