هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و ناکامیهای درونی خود سخن میگوید. او از تلخیهای زندگی، آرزوهای بربادرفته، و ناتوانی در یافتن آرامش مینالد. همچنین، به ستایش عشق و زیبایی میپردازد و از تنهایی و شرمندگی خود میگوید. در پایان، به ناتوانی انسان در یافتن درمان دردهای روحی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۴۷ - تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن
تلخکامم از دل پر مدعای خویشتن
می خورم زهر از برای آشنای خویشتن ۱
آرزوها بر سرم آورده سودا را به جوش
چند روزی شد نمی یابم هوای خویشتن ۲
نی گریبانی رفو کردم نه چاک دامنی
می زنم بر سینه دست نارسای خویشتن ۳
بالش آسایشی هرگز نمی باشد مرا
می نهم چون شمع شبها سر به پای خویشتن ۴
بر سپند من اگر آتش شبیخون آورد
خوش نمی آید که برخیزم ز جای خویشتن ۵
سرو می آید به استقبالش از باغ مراد
راستی را هر که می سازد عصای خویشتن ۶
گوشه ابروی او مد نظر باشد مرا
کرده ام از شاخ آهو متکای خویشتن ۷
شکوه دارند آستین و دامنم از کوتهی
می کشم شرمندگی از دست و پای خویشتن ۸
خانه ام از صورت هستی غبار خاطر است
می زنم آتش به نقش بوریای خویشتن ۹
اهل حکمت سیدا بیهوش دارو خورده اند
از که می جوید کسی دیگر دوای خویشتن ۱۰
می خورم زهر از برای آشنای خویشتن ۱
آرزوها بر سرم آورده سودا را به جوش
چند روزی شد نمی یابم هوای خویشتن ۲
نی گریبانی رفو کردم نه چاک دامنی
می زنم بر سینه دست نارسای خویشتن ۳
بالش آسایشی هرگز نمی باشد مرا
می نهم چون شمع شبها سر به پای خویشتن ۴
بر سپند من اگر آتش شبیخون آورد
خوش نمی آید که برخیزم ز جای خویشتن ۵
سرو می آید به استقبالش از باغ مراد
راستی را هر که می سازد عصای خویشتن ۶
گوشه ابروی او مد نظر باشد مرا
کرده ام از شاخ آهو متکای خویشتن ۷
شکوه دارند آستین و دامنم از کوتهی
می کشم شرمندگی از دست و پای خویشتن ۸
خانه ام از صورت هستی غبار خاطر است
می زنم آتش به نقش بوریای خویشتن ۹
اهل حکمت سیدا بیهوش دارو خورده اند
از که می جوید کسی دیگر دوای خویشتن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۶ - یارب از پیمانه صحت مرا سرشار کن
گوهر بعدی:شماره ۴۴۸ - ز آتش عشق تو آب شد جگر من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.