هوش مصنوعی:
این شعر بهار را توصیف میکند اما با نگاهی انتقادی به نابسامانیهای زمانه. شاعر از نبودن نشاط و هماهنگی در طبیعت و جامعه مینالد، از بیعدالتی، خشونت و فقدان رحمت در میان مردم شکوه میکند و به از دست رفتن ارزشهای اخلاقی مانند حیا و عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم انتقادی و گاه تلخ درباره جامعه و طبیعت انسان است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
شماره ۴۹۲ - آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
بر شاخ گل رواج به بلبل ترانه کو ۱
خم بی دماغ و شیشه تهی سرنگون قدح
با ساکنان میکده اسباب خانه کو ۲
از ناقه بلبلان به گلستان گداختند
ای باغبان به مرغ چمن آب و دانه کو ۳
سرو از هجوم زاغ و زغن گشت پایمال
ای قمریی غریب تو را آشیانه کو ۴
بر لوح خاک پادشهان این نوشته اند
ای آنکه بود بر سر تو شامیانه کو ۵
از آه بی اثر چو نفس سینه ها پر است
ترکش لبالب است ز تیر و نشانه کو ۶
فیضی که بود بر در ارباب جود رفت
سرها که فرش بود در این آستانه کو ۷
بر خون یکدیگر همه خلق تشنه اند
رحمی که بود در دل اهل زمانه کو ۸
دل گرمی سمندر و پروانه را نماند
بر شمع سرکشی و در آتش زبانه کو ۹
باد صبا ز طره سنبل کشیده دست
کاکل بیجا و بر کف مشاطه شانه کو ۱۰
ای سیدا به روی جوانان حیا نماند
در چشم بوالهوس نگه عاشقانه کو ۱۱
بر شاخ گل رواج به بلبل ترانه کو ۱
خم بی دماغ و شیشه تهی سرنگون قدح
با ساکنان میکده اسباب خانه کو ۲
از ناقه بلبلان به گلستان گداختند
ای باغبان به مرغ چمن آب و دانه کو ۳
سرو از هجوم زاغ و زغن گشت پایمال
ای قمریی غریب تو را آشیانه کو ۴
بر لوح خاک پادشهان این نوشته اند
ای آنکه بود بر سر تو شامیانه کو ۵
از آه بی اثر چو نفس سینه ها پر است
ترکش لبالب است ز تیر و نشانه کو ۶
فیضی که بود بر در ارباب جود رفت
سرها که فرش بود در این آستانه کو ۷
بر خون یکدیگر همه خلق تشنه اند
رحمی که بود در دل اهل زمانه کو ۸
دل گرمی سمندر و پروانه را نماند
بر شمع سرکشی و در آتش زبانه کو ۹
باد صبا ز طره سنبل کشیده دست
کاکل بیجا و بر کف مشاطه شانه کو ۱۰
ای سیدا به روی جوانان حیا نماند
در چشم بوالهوس نگه عاشقانه کو ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۱ - آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
گوهر بعدی:شماره ۴۹۳ - افتاد بر سر من سودای کاکل تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.