هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بهار و زیبایی‌های آن را توصیف می‌کند، اما در عین حال از دردها و رنج‌های زندگی نیز سخن می‌گوید. شاعر از عشق، فراق، گذر عمر و بی‌اعتباری دنیا می‌نالد و به دنبال آرامش و معنویت است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و گذر عمر نیاز به تجربه‌ی زندگی دارد تا به خوبی درک شود.

شماره ۴۹۴ - آمد بهار و فیض نسیم بهار کو

آمد بهار و فیض نسیم بهار کو
گل کرد داغ بر جگر و لاله زار کو ۱

ای بوی پیرهن چه خبر از عزیز مصر
ای آهوی خطا نفس مشکبار کو ۲

ای کوهکن ز کوهکنی چیست حاصلت
عمرت به سر رسید و تو را مزدکار کو ۳

گلشن شکفت و سبزه دمید و خزان رسید
ای عندلیب در دل تو خارخار کو ۴

بی دردسر نشاط میسر نمی شود
در ساغر زمانه می خوشگوار کو ۵

ای کهربا مطیع تو گردید کهکشان
از بی زری تو را به جهان اعتبار کو ۶

دریادلان به کس دم آبی نمی دهند
در کاسه صدف گهر آبدار کو ۷

داریم چشم لیک درو نیست قطره یی
ما را چو ابر گریه بی اختیار کو ۸

ای سیدا رفیق خدا کس به دهر نیست
جز سایه همرهی به من خاکسار کو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹۳ - افتاد بر سر من سودای کاکل تو
گوهر بعدی:شماره ۴۹۵ - آمد بهار بر کف ساقی پیاله کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.