هوش مصنوعی:
این متن دربارهٔ مضرات بخل و جمعآوری مال و ثروت بدون توجه به نیازهای معنوی و اخلاقی است. شاعر تأکید میکند که ثروت اندوزی بدون هدف الهی و انسانی، سرانجامی جز نابودی و پشیمانی ندارد. همچنین، متن به اهمیت بخشش، دوری از طمع و آزمونهای نفس در راه رسیدن به پاکی روح اشاره میکند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در متن برای درک و تأمل نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین، بحثهای مربوط به بخل، بخشش و آزمونهای نفس ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
بخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهد
نشانی بود این در ترک آزت
دگر از بخل گویم نکته بازت ۱
بترکش گر ترا پای ثبات است
بر احوال بخیلان التفات است ۲
که مالی جمع کرد او با دو صد رنج
بمرد و برد وزرا و دیگری گنج ۳
گر آید پیش فکرت گاهگاهی
که جمع مال را نبود گناهی ۴
توئی درویش نی اهل و عیالت
کشی رنج ار نباشد ملک و مالت ۵
شوی محتاج و بیدمساز مانی
ز ذکر و فکر یکجا باز مانی ۶
بمال اجرای دین حق توان کرد
نه بهر هر کسی دنیا زیان کرد ۷
غرض گر آیدت اینها بخاطر
هنوز استت بجای از بخل آن سر ۸
اگر با حق شوی در ملکالله
ندارد بتسگی و خستگی راه ۹
در آنجا نیست غیر از نور و نعمت
همه فتح است و فوز و بسط و وسعت ۱۰
وگر بگذشته باشی زین خطرها
نباید نفس دستی زین نظرها ۱۱
نکوتر امتحانی گویمت باز
ز نفش بخل خاطر شویمت باز ۱۲
توانی گر دهی مال و نوائی
فزون یا کم بشخصی در خفائی ۱۳
که او نشناسد آن معطی تو بودی
بود گر چه محبی یا عنودی ۱۴
نیاری در نظر حب و عنادش
باو پنهان کنی جود از ودادش ۱۵
ور از دستت بر آید در غیابش
کنی فارغ ز رنج و اضطرابش ۱۶
بدون اطلاع او و غیری
دریغ از وی نداری هیچ خیری ۱۷
اگر باشی چنین صوفی نشانی
گذشته نفست از هر امتحانی ۱۸
اگر باشی چنین فارغ ز خلقی
مطهر دوده و پاکیزه دلقی ۱۹
و گر زین امتحان نائی برون راست
مشو ایمن که رأس بخل برجاست ۲۰
هنوز آن مرده دارد جنبجوئی
اگر خیزد تو در کامش فروئی ۲۱
دگر از بخل گویم نکته بازت ۱
بترکش گر ترا پای ثبات است
بر احوال بخیلان التفات است ۲
که مالی جمع کرد او با دو صد رنج
بمرد و برد وزرا و دیگری گنج ۳
گر آید پیش فکرت گاهگاهی
که جمع مال را نبود گناهی ۴
توئی درویش نی اهل و عیالت
کشی رنج ار نباشد ملک و مالت ۵
شوی محتاج و بیدمساز مانی
ز ذکر و فکر یکجا باز مانی ۶
بمال اجرای دین حق توان کرد
نه بهر هر کسی دنیا زیان کرد ۷
غرض گر آیدت اینها بخاطر
هنوز استت بجای از بخل آن سر ۸
اگر با حق شوی در ملکالله
ندارد بتسگی و خستگی راه ۹
در آنجا نیست غیر از نور و نعمت
همه فتح است و فوز و بسط و وسعت ۱۰
وگر بگذشته باشی زین خطرها
نباید نفس دستی زین نظرها ۱۱
نکوتر امتحانی گویمت باز
ز نفش بخل خاطر شویمت باز ۱۲
توانی گر دهی مال و نوائی
فزون یا کم بشخصی در خفائی ۱۳
که او نشناسد آن معطی تو بودی
بود گر چه محبی یا عنودی ۱۴
نیاری در نظر حب و عنادش
باو پنهان کنی جود از ودادش ۱۵
ور از دستت بر آید در غیابش
کنی فارغ ز رنج و اضطرابش ۱۶
بدون اطلاع او و غیری
دریغ از وی نداری هیچ خیری ۱۷
اگر باشی چنین صوفی نشانی
گذشته نفست از هر امتحانی ۱۸
اگر باشی چنین فارغ ز خلقی
مطهر دوده و پاکیزه دلقی ۱۹
و گر زین امتحان نائی برون راست
مشو ایمن که رأس بخل برجاست ۲۰
هنوز آن مرده دارد جنبجوئی
اگر خیزد تو در کامش فروئی ۲۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۱
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهد
گوهر بعدی:بخش ۴۵۶ - علامه دفعالریاء للمجاهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.