هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق و وصال معشوق میتواند آرزوها و خواستههای انسان را برآورده کند. شاعر از سختیهای عشق و دوری از معشوق نیز سخن میگوید و بیان میکند که چگونه صبر و آرامش در این راه دشوار است.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۶۳ - چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
چنان سخت کمان کوست ازو کام توان خاست ۱
به وصل لب آن ماه به زر یافت توان راه
کز آن لب به یکی ماه یکی جام توان خواست ۲
چو او تند کند خوی، مبر نام لب اوی
که حاجت ز چنان روی به هنگام توان خواست ۳
به وصلش رسم این بار گر ایام شود یار
که یاری به چنین کار ز ایام توان خواست ۴
دلی کافت جان جست دلارام چنان جست
نه زو صبر توان جست نه آرام توان خواست ۵
مه خاقانی و مهکام که دارد طمع خام
کز آن فتنهٔ ایام چه انعام توان خواست ۶
چنان سخت کمان کوست ازو کام توان خاست ۱
به وصل لب آن ماه به زر یافت توان راه
کز آن لب به یکی ماه یکی جام توان خواست ۲
چو او تند کند خوی، مبر نام لب اوی
که حاجت ز چنان روی به هنگام توان خواست ۳
به وصلش رسم این بار گر ایام شود یار
که یاری به چنین کار ز ایام توان خواست ۴
دلی کافت جان جست دلارام چنان جست
نه زو صبر توان جست نه آرام توان خواست ۵
مه خاقانی و مهکام که دارد طمع خام
کز آن فتنهٔ ایام چه انعام توان خواست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲ - گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - کیست که در کوی تو فتنهٔ روی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.