هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های درونی خود سخن می‌گوید. او از شکستن دل، غم‌ها و ناله‌هایش می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه با رنج‌هایش مبارزه کرده و بر مشکلات غلبه کرده است. او همچنین از تلاش‌هایش برای شکستن موانع و آزادی از بندهای درونی و بیرونی سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۱۹ - در سینه نفس چنان شکستم

در سینه نفس چنان شکستم
کز نالهٔ دل جهان شکستم ۱

دل آتش غصه در میان داشت
آب از مژه در میان شکستم ۲

بردم به سرشک خون شبیخون
تا لشکر شبروان شکستم ۳

از ناله در آن گران رکابی
الحق سپه گران شکستم ۴

از بس که زدم در سحرگاه
آخر در آسمان شکستم ۵

بر مرده دلان به صور آهی
این دخمهٔ باستان شکستم ۶

چو ناوکیان به ناوک صبح
در روی فلک کمان شکستم ۷

با صف حواریان صفه
برخوان مسیح نان شکستم ۸

هر خار که گلبن طمع داشت
در چشم نمک فشان شکستم ۹

دیدم که زبان سگ گزنده است
دندان جفاش از آن شکستم ۱۰

ترسم که برآرد آشکارا
آن دندان کز نهان شکستم ۱۱

آب رخم آتش جگر برد
من پل همه بر زبان شکستم ۱۲

من بودم و یک کلید گفتار
هم در غلق دهان شکستم ۱۳

چون طبع طفیل آرزو بود
حالیش به امتحان شکستم ۱۴

هر روز هزار تازیانه
بر طبع طفیل‌سان شکستم ۱۵

روئین دژ آز را گشادم
و آوازهٔ هفت‌خوان شکستم ۱۶

خاقانی دل‌شکسته‌ام لیک
دل بهر خلاص جان شکستم ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - در سایهٔ غم شکست روزم
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.