هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بدعهدی معشوق و غمهایی که بر او تحمیل شده، شکایت میکند. همچنین، از ترس از دست دادن معشوق و آرزوی دیدار پنهانی با او میگوید. شاعر نگران است که ارزش عشقش با گذشت زمان کاهش یابد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشقی و ترس از دست دادن ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۵۷ - هرکس که ز حال من خبر یابد
هرکس که ز حال من خبر یابد
بدعهدی تو به جمله دریابد ۱
بر من غم تو کمین همی سازد
جانم شده گیر اگر ظفر یابد ۲
عشقت به بهانهای دلم بستد
ترسم که بهانهٔ دگر یابد ۳
خواهم که دمی برآورم با تو
بیآنکه زمانه زان خبر یابد ۴
دی بنده به دل خرید وصل تو
امروز به جان خرد اگر یابد ۵
زان میترسم که هر متاعی را
چون نرخ گران شود بتر یابد ۶
بدعهدی تو به جمله دریابد ۱
بر من غم تو کمین همی سازد
جانم شده گیر اگر ظفر یابد ۲
عشقت به بهانهای دلم بستد
ترسم که بهانهٔ دگر یابد ۳
خواهم که دمی برآورم با تو
بیآنکه زمانه زان خبر یابد ۴
دی بنده به دل خرید وصل تو
امروز به جان خرد اگر یابد ۵
زان میترسم که هر متاعی را
چون نرخ گران شود بتر یابد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶ - مرا با دلبری کاری بیفتاد
گوهر بعدی:غزل ۵۸ - جان ز رازت خبر نمییابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.