هوش مصنوعی:
این متن درباره عشق و دوستی است که با سختیها و فداکاریهای آن همراه است. شاعر بیان میکند که یار با همه مهربان است اما به او توجه خاصی ندارد. شرط دوستی این است که با لطف و گذشت رفتار شود، اما در نهایت دل و جان شاعر در فراق و رنج میسوزد. یار ناز زیادی میکند اما این نازها به جای خود است. او جان شاعر را میخواهد اما نمیخواهد با جان او بازی کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۷۰ - یار با هرکسی سری دارد
یار با هرکسی سری دارد
سر به پیوند من فرو نارد ۱
این چنین شرط دوستی باشد
که بخواند به لطف و بگذارد ۲
دل و جانم به لابه بستاند
پس به دست فراق بسپارد ۳
ناز بسیار میکند لیکن
نیک بنگر که جای آن دارد ۴
جان همی خواهد و کرا نکند
که به جانی ز من بیازارد ۵
سر به پیوند من فرو نارد ۱
این چنین شرط دوستی باشد
که بخواند به لطف و بگذارد ۲
دل و جانم به لابه بستاند
پس به دست فراق بسپارد ۳
ناز بسیار میکند لیکن
نیک بنگر که جای آن دارد ۴
جان همی خواهد و کرا نکند
که به جانی ز من بیازارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - جان نقش رخ تو بر نگین دارد
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - دلبر هنوز ما را از خود نمیشمارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.