هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود میگوید، از جمله دوری از دین و دنیا و ایجاد فتنه و غوغا در زندگی. شاعر همچنین از ناامیدی و درد ناشی از فراق معشوق و تأثیرات منفی آن بر روح و روان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند رنج عشق و فراق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۸۴ - جمالش از جهان غوغا برآورد
جمالش از جهان غوغا برآورد
مه از تشویر واویلا برآورد ۱
چو دل دادم بدو جان خواست از من
چو گفتم بوسهای صفرا برآورد ۲
ز بیآبی و شوخی در زمانه
هزاران فتنه و غوغا برآورد ۳
غم و تیمار عشقش عاشقان را
هم از دین و هم از دنیا برآورد ۴
ندیدم از وصالش هیچ شادی
فراق او دمار از ما برآورد ۵
همه توقیعها را کرد باطل
لبش از مشک چون طغری برآورد ۶
همی ساز انوری با درد عشقش
که خلق از عشق او آوا برآورد ۷
مه از تشویر واویلا برآورد ۱
چو دل دادم بدو جان خواست از من
چو گفتم بوسهای صفرا برآورد ۲
ز بیآبی و شوخی در زمانه
هزاران فتنه و غوغا برآورد ۳
غم و تیمار عشقش عاشقان را
هم از دین و هم از دنیا برآورد ۴
ندیدم از وصالش هیچ شادی
فراق او دمار از ما برآورد ۵
همه توقیعها را کرد باطل
لبش از مشک چون طغری برآورد ۶
همی ساز انوری با درد عشقش
که خلق از عشق او آوا برآورد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳ - ای مانده من از جمال تو فرد
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - باز دستم به زیر سنگ آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.