هوش مصنوعی: شاعر از باد صبا می‌خواهد که پیام عشق و وفای او را به معشوق برساند. او از رنج‌های عشق و فداکاری‌هایش سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و از عیب‌جویی دست بردارد. شاعر همچنین به تقدیر و اراده الهی اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق و ارادت، بخشی از تقدیر اوست.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۸ - درد سری می‌دهیم باد صبا را

درد سری می‌دهیم باد صبا را
تا برساند به دوست قصهٔ ما را ۱

برسر کویش گذر کند به تانی
با لب لعلش سخن کند به مدارا ۲

پیرهن ما قبا کند به نسیمش
برکند از ما دگر به مژده قبا را ۳

مرهم این ریش کرد نیست، که عمری
سینه سپر بوده‌ایم زخم بلا را ۴

دنیی و دین کرده‌ایم در سر کارش
گردن و سر می‌نهیم تیغ و قفا را ۵

ای بت نامهربان، بیا و بیاموز
از سخن من حدیث مهر و وفا را ۶

پای چنین سرزنشت‌ها چو نداری
دست مزن عاشقان بی سرو پارا ۷

عیب زبونی نه لایقست،گر از خود
دفع ندانست کرد تیغ قضا را ۸

اوحدی، از من بدار دست ملامت
من چه کنم؟ کین ارادتست خدا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷ - چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
گوهر بعدی:غزل ۹ - مبارک روز بود امروز، یارا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.