هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و شیفتگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر از سر بلندی و افتخار خود به دلیل عشق به معشوق سخن میگوید و احساسات گرم و پر شور خود را نسبت به او توصیف میکند. او از این که تمام وجودش سرشار از عشق و سودای معشوق است، سخن میگوید و خود را همچون مجنون، شیفته و اسیر زلف معشوق میداند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی داشته باشد.
غزل ۱۱۴ - مرا سر بلندی ز سودای اوست
مرا سر بلندی ز سودای اوست
سری دوست دارم که در پای اوست ۱
مزاج دلم گرم از آن میشود
که بر مهر روی دلارای اوست ۲
مرا زیبد ار لاف شاهی زنم
که در سینه گنج تمنای اوست ۳
نیابی در اجزای من درهای
که آن ذره خالی ز سودای اوست ۴
سرم جای شور و تنم جای شوق
لبم جای ذکر و دلم جای اوست ۵
که نزدیک لیلی خبر میبرد؟
که: مجنون آشفته شیدای اوست ۶
دل اوحدی کی برآید ز بند؟
که در بند زلف سمن سای اوست ۷
سری دوست دارم که در پای اوست ۱
مزاج دلم گرم از آن میشود
که بر مهر روی دلارای اوست ۲
مرا زیبد ار لاف شاهی زنم
که در سینه گنج تمنای اوست ۳
نیابی در اجزای من درهای
که آن ذره خالی ز سودای اوست ۴
سرم جای شور و تنم جای شوق
لبم جای ذکر و دلم جای اوست ۵
که نزدیک لیلی خبر میبرد؟
که: مجنون آشفته شیدای اوست ۶
دل اوحدی کی برآید ز بند؟
که در بند زلف سمن سای اوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.