هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عقل و چشم از دیدن جمال معشوق پریشان میشوند. شاعر همچنین از نادر بودن و بیهمتایی معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس مانند او نخواهد بود. در پایان، شاعر از هوس بوسهی معشوق میگوید و از او میخواهد که سخن را ادامه دهد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۷۴ - یاد تو ما را چو در خیال بگردد
یاد تو ما را چو در خیال بگردد
عقل پریشان شود، ز حال بگردد ۱
چون تو پسر مادر سپهر نزاید
گرد جهان گر هزار سال بگردد ۲
ماه نبیند ستارهای چو جبینت
گر چه بسی بر سپهر زال بگردد ۳
خط سیه میدمد ز رویت و زنهار!
تا نگذاری که: گرد خال بگردد ۴
عقل ندارد، که ترک روی تو گوید
چشم نباشد، کزان جمال بگردد ۵
در هوس بوسهٔ توایم ولی نیست
زهره که کس گرد این سؤال بگردد ۶
تن بزن، ای اوحدی، سخن چه فروشی؟
خوی بد نیکوان به مال بگردد ۷
عقل پریشان شود، ز حال بگردد ۱
چون تو پسر مادر سپهر نزاید
گرد جهان گر هزار سال بگردد ۲
ماه نبیند ستارهای چو جبینت
گر چه بسی بر سپهر زال بگردد ۳
خط سیه میدمد ز رویت و زنهار!
تا نگذاری که: گرد خال بگردد ۴
عقل ندارد، که ترک روی تو گوید
چشم نباشد، کزان جمال بگردد ۵
در هوس بوسهٔ توایم ولی نیست
زهره که کس گرد این سؤال بگردد ۶
تن بزن، ای اوحدی، سخن چه فروشی؟
خوی بد نیکوان به مال بگردد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - کجا شد ساربانش؟ تا دلم را تنگ در بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.